مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این سخنرانی که در شیراز ایراد شده است، به نگرش عرفانی اولیاء الهی به مشکلات زندگی و سختیهای دنیا پرداختهاند. ایشان با بیان شعر «رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** گَرد گلّه توتیای چشم گرگ» از شیخ بهایی رحمة الله علیه به تبیین جایگاه مشکلات در زندگی سالک و ارزش آنها اشاره میفرمایند. حضرت استاد با بیان این مطلب که احوال دنیا قابل پیشبینی نمی باشد، تأکید میکند آن مشکلات نباید مانع سیر سالک گردد. آیة الله طهرانی در پایان این مجلس با اشاره به مشکلات بعد از ارتحال علامه طهرانی قدس الله سره و نتیجۀ آن در درک و بینش ایشان نسبت به اوضاع و اشخاص، بیان میدارد چنانکه گرد و خاک توتیای چشم گرگ است، مشکلات نیز در راه سالک، دربردارندۀ برکات و مزایایی است که با تحمل و تأمل میتوان به آن دست یافت.
جایگاه مشکلات در مسیر سالک
توضیحات:
مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این سخنرانی که در شیراز ایراد شده است، به نگرش عرفانی اولیاء الهی به مشکلات زندگی و سختیهای دنیا پرداختهاند. ایشان با بیان شعر «رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** گَرد گلّه توتیای چشم گرگ» از شیخ بهایی رحمة الله علیه به تبیین جایگاه مشکلات در زندگی سالک و ارزش آنها اشاره میفرمایند. حضرت استاد با بیان این مطلب که احوال دنیا قابل پیشبینی نمی باشد، تأکید میکند آن مشکلات نباید مانع سیر سالک گردد. آیة الله طهرانی در پایان این مجلس با اشاره به مشکلات بعد از ارتحال علامه طهرانی قدس الله سره و نتیجۀ آن در درک و بینش ایشان نسبت به اوضاع و اشخاص، بیان میدارد چنانکه گرد و خاک توتیای چشم گرگ است، مشکلات نیز در راه سالک، دربردارندۀ برکات و مزایایی است که با تحمل و تأمل میتوان به آن دست یافت.
جایگاه مشکلات در مسیر سالک
10شاعر میگوید مثل آن اوّلی باش! مثل آن اوّلی، مثل آن آقای بیات، مثل او باش! اینطوری باید بشویم، اشتیاق داشته باشیم. اینطوری که اشتیاق داشته باشی به تو میدهند، به تو میدهند. اما اگرنه «حالا شد، نشد، باشد، بالأخره میرویم بالأخره یک روز فیض را درک میکنیم. یک خُرده دیرتر مسئلهای نیست.» تا آخر همینطوری یک وقتی اگر کارش خراب نشود ولی همینطور راکد میماند تا آخر همینطوری میماند ، در همینوضعیّت باقی میماند.
این یک معنا برای این شعر که
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** ... انسان باید این گرد و غبار و فراز ونشیبها را مانع به حساب نیاورد. بزند و جلو برود تا به مطلب برسد و الاّ اینها بخواهد بیاید بر او غلبه بکنند، قافیه را باخته، قافیه را باخته است!
ارزش سختیها و بلاها برای سالک الی الله
یک معنای دیگر از این دقیقتر و آن این است که اصلاً خود آن گرد و غبار برای چشم گرگ توتیا است. یعنی چون گرگ آن علاقه و اشتیاق برای رسیدن به طعمه را دارد، این گَردی که الآن در جلویش از آن رد میشود، هر گرد و غباری نیست. این گرد و غباری است که از پا و کلّۀ طعمهاش بلند شده، نه گرد و غباری که باد از آن طرف آمده و یک گردی را راه انداخته است. از این طعمه و از این گلّه بلند شده است، پس این گردها که به چشم این گرگ مینشیند خود این گرد حکم توتیا را دارد که چشم این را روشن میکند و شوق این را زیاد میکند و راه این را برای رسیدن به طعمه هموار میکند.
بنابراین اگر معنا اینطور باشد، تمام آنچه را که در زندگی انسان پیش میآید و انسان آنها را مانع به حساب میآورد و صبر میکند، اصلاً باید آنها باشند، عکس آن معنای اول. اصلاً باید این موانع باشد تا انسان به مطلوب برسد، نباشد نمیرسد. تا قرض و قوله نباشد و زندگی همیشه یک نواخت باشد، آدم نمیرسد. تا مرض نباشد فایدهای ندارد، تا قهر و دعوا نباشد فایدهای ندارد. باید این اختلاف و فراز و نشیب و اینها در این مسیر باشد تا اینکه آن مطلوب و مطلب و مقصود و مقصد برای آدم پیدا بشود و حاصل بشود.

