اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی

14٬094

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

5
  • سخنانی که در جلسات گذشته ـ یکی‌دوسال پیش [خدمت رفقا عرض کردم]، نمی‌دانم پارسال یا پیرارسال، در شب‌های ماه رمضان بود ـ اگر رفقا دیده باشند، راجع به مسئلۀ عمروعاص با امیرالمؤمنین علیه‌السلام [بود]. یادتان می‌آید بنده چه گفتم؟ کاری که امیرالمؤمنین علیه‌السلام کرد و این یکی‌اش در جنگ صفین بود. [البته] هزاران قضیّه امثال این، اتفاق می‌افتاد که حالا بعضی‌هایش برای ما روشن می‌شود. کاری که امیرالمؤمنین با عمروعاص کرد، یعنی شکست جنگ صفین [را] به دست خود امضا کرد. 

  • اگر امیرالمؤمنین آن روز و در آن لحظه شمشیر خودش را بر سر عمروعاص فرود می‌آورد، جنگ تمام بود، دیگر مسئله تمام بود؛ همه چیز این [عمروعاص] بود؛ معاویه هم زیردست این بود؛ به معاویه دستور می‌داد. اصلاً معاویه او را برای همین آورد که در این پدرسوختگی‌ها و اینها با همدیگر تشریک مساعی بفرمایند. حقه بازی است دیگر. بالأخره باید بین علی و معاویه یک فرقی باشد [و اِلّا] هر دو می‌گویند اسلام. بالأخره کدام یکی از این دو راست می‌گوید؟ او [هم] می‌گوید اسلام و نماز هم می‌خواند.

  • مسجد اموی رفتید؟ بنده رفته‌ام. ماشاءالله از مسجد کوفه قشنگ‌تر و بزرگترو اُبُهتش بیشتر. قبلاً کلیسا بوده، [بعداً آن را] تبدیل به مسجد کردند. [معاویه] نماز هم می‌خواند، همه هم پشتش می‌ایستند، همه هم می‌بینند، چشم‌بندی هم نیست؛ دارند مشاهده می‌کنند. منبر هم می‌رود، قشنگ هم صحبت می‌کند. خطیب! ماشاءالله! [چنان] قبلش خودش را می‌سازد، بعد هم بلند می‌شود می‌آید جلوی افراد [و] شروع می‌کند از پیغمبر گفتن، خاطرات گفتن، روایت گفتن، یک ساعت صحبت می‌کند. افرادی هم که دور برش هستند، در جعل و چاپ کردن روایت هم که ماشاءالله رودست ندارند! می‌آیند نقل می‌کنند، مجلس گرم! خوب! افراد [هم] جذب می‌شوند. حج می‌رود! همه هم تماشا می‌کنند. روزه می‌گیرد؛ حالا جلوی مردم! حالا در باطن که خدا می‌داند. همه هم تماشا می‌کنند. کار خلافی هم نمی‌کند که بگویند: هان! دیدی! دیدی! این مثلاً الآن دارد چه می‌کند! از آن طرف، مردم هم می‌بیینند که علی هم می‌آید در مسجد کوفه نماز می‌خواند، مردم هم دورش را می‌گیرند، حج انجام می‌دهد، روزه می‌گیرد. مردم دارند می‌بینند. خب چه باید کرد؟! این [هم] دارد می‌گوید: «اسلام، دین پیغمبر، دین جبرائیل، دین رسول خدا، دین خدا، شریعت، شریعت خاتم» آن هم دارد همین را می‌گوید. او که نمی‌گوید: «من پیغمبرم»، او هم می‌گوید: «من دنبال همین شریعتم»، «من کاتب وحی بوده‌ام». حالا راست یا دروغش بماند؛ چون در کتابتِ وحی او، خیلی‌ها تشکیک کرده‌اند؛ از جمله مرحوم علاّمه طباطبائی [رضوان‌الله‌علیه]. [معاویه] می‌گوید: «من کاتب وحی بودم»، «خال‌المؤمنین هستم»، «خواهر من عیال رسول‌الله بوده»، «اصلاً ما با پیغمبر قوم و خویش هستیم»، «چه بودم و از جمله این چیزها هستیم»؛ خب [اینها را] راست هم می‌گوید. در تحقیق این قضیّه هر دو این حرف را می‌زنند.

/