
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیمگیریهای فردی و اجتماعی
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
توضیحات:
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
4لازمۀ رسیدن به مقصد خیر و نورانی، صدق و راستی است
دوسه روز پیش که این کتاب [را] برای من آوردند منزل، من یک عبارتی را پشت جلد [آن] دیدم [و] خیلی تعجّب کردم. به رفقا گفتم: «چرا این عبارت من را آوردید پشت این گذاشتید؟» گفتند: «این عبارت مال تو نیست؛ مال بابات است.» گفتم: «عجب! عجب! عجب! هی خواندم، گفتم عجب! این حرف را ایشان کی زدهاند؟» خب من از این مطالب زیاد میگویم؛ [از این] صحبتها که ملاک صدق است؛ انسان کار خیر و مسیر راست را نمیتواند با دروغ بپیماید و انسان نمیتواند با دروغ و با کلک به مقصد خیر و مقصد نورانی برسد. اگر مقصد، مقصد نورانی است، راهش هم باید صدق باشد؛ راهش هم باید راستی باشد؛ راهش هم باید صفا باشد؛ راهش هم باید عدالت باشد؛ راهش هم باید امانت باشد؛ با راه خیانت نمیتوان به یک مقصد صالح رسید؛ آن ره به ترکستان است.
خب من این مطالب را در صحبتها، در نوشتجات در مطالبی که چه عمومی چه خصوصی زیاد میگویم.
یکدفعه نگاه کردم دیدم اِه! این کتاب مرحوم آقاست [علامه طهرانی]، چرا برداشتید [عبارت من را پشت این گذاشتید]؟» گفتند: «این مال پدرت است؛ مال تو نیست!» و دیدم عجیب است؛ یعنی شما کافیست همین پشت این [کتاب] را نگاه کنید، دیگر تا آخر عمر نیاز به دستور ندارید. نیاز نیست که بیایید بگویید آقا چه کار کنم؟ امروز چه کار کنم؟ فردا چه کار کنم؟ در این قضیه چه راهی را در پیش بگیرم؟ در ارتباط با شریکم چه امر میفرمایید؟ در ارتباط با زن و بچهام چه دستور میفرمایید؟ [و همینطور] در ارتباط با [سایر مسائل].
امیرالمؤمنین حکومت خود را بر اساس دروغ پایه ریزی نمیکند
همین است، همین است، مطلب همین است؛ تمام کلام همینی است که این بزرگواران فرمودهاند و این اولیاء به ما نشان دادهاند. در آنجا نوشته شده که: «امیرالمؤمنین نمیتواند حکومت خود را بر اساس دروغ پایهگذاری کند.» اصلاً نمیتواند، نه اینکه [بتواند اما] نخواهد و بعد نتواند یا مسیر برایش مهیا نباشد یا شرایط برایش آماده باشد؛ اصلاً نمیتواند این انسان، این شخصیت، یک مسیر و یک مقصد و یک [حکومت را بر اساس دروغ پایهگذاری کند].
