
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیمگیریهای فردی و اجتماعی
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
توضیحات:
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
3از طرف دیگر، بودند و هستند افرادی و گروههایی که بهطورکلّی در مسائل اجتماعی حل شدهاند؛ یعنی برخلاف گروه و دسته اوّل، فقط یک الفاظی از حقایق عرفانی را بر زبان خود میگردانند، یک مطالبی را فقط مرور میکنند، یک مجالسی را صرفاً با یک دعا و یک شعر و یک ذکر و زیارت [و] امثال ذلک برگزار میکنند، ولی تمام فکر و حواس و راه و مشی و دَیدن، همه در همین مسائل سیاسی و اجتماعی حل است؛ یعنی اینها درست در مقابل گروه اوّل قرار گرفتهاند. خب اینها هم تکلیفشان معلوم است؛ هیچ تفاوتی با رجال سیاسی و زد و بندهای خارجی ندارند. [اینها را] بحمداللَه خودمان داریم مشاهده میکنیم. [اینها] فقط اسم خودشان را سالک گذاشتهاند؛ یعنی همان است، هیچ تفاوتی نیست. آنها همه در یک مجموعه و مجتمع هستند، اینها در یک مجتمع دیگر. فقط مکانشان فرق میکنند، فقط آن سازمان و نهادشان فرق میکند، فقط جایگاهشان فرق میکند و الّا همان هستند؛ هیچ تفاوتی نمیکنند. فقط اسم خودشان را سالک گذاشتهاند و یک یونُسیّه هم میگویند، یک لا اله الّا اللَه هم میگویند، دو خط شعر حافظ هم میخوانند و تمام شد و رفت. کلّه همان کلّه، تخیّلات همان تخیّلات، توهّمات همان توهّمات، و اینها را هم داریم میبینیم؛ بازیها همان بازیها، کلکها همان کلکها، خدعهها همان، یکی است، اصلاً مو نمیزند. پناه بر خدا از این همه اعجاز که چطور یک خط و یک مسیر را در راههای مختلف و در شکلهای مختلف ارائه میدهد! خط یکی است، نقشه یکی است، خریطه یکی است، مسیر یکی است، فکر یکی است، هیچ فرقی نمیکند [و] هیچ تفاوتی ندارد.
راستی یک کتابی [که] اخیراً چاپ شده [و] آن عبارت مرحوم آقا [علامه طهرانی] پشتشه چیه؟ همان که اخیراً چاپ شد؟ مطلعالأنوار جلد دوازده. همین کتاب جُنگ مرحوم آقا که دوستان این را فصل فصل کردند، موضوع بندی کردند و به طبع رساندند و خدا هم جزای خیرشان بدهد؛ واقعاً زحمت کشیدهاند و کتاب را زنده کردهاند. إنشاءالله خدا توفیق بدهد بقیّه مجلدات هم خارج بشود.
