اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی

14٬094

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

23
  • من هم همنیطور هستم؛ من هم همین حساب را دارم؛ من هم همین کتاب را دارم؛ چون خدا ضابطه ندارد. خدا هم نشان داده، خدا غیرتش را نشان داده؛ به خود من نشان داده، به خود پدرم نشان داده، به بعد از پدرم نشان داده.

  • آن کسانی‌که خیال می‌کردند از راه گذشته‌اند و می‌آمدند و برای دیگران تصمیم می‌گرفتند و می‌نشستند وگردن کلفت می‌کردند و غب‌غب می انداختند [و می‌گفتند]: «رفقا باید این کار را بکنند!» من می‌دیدم که همین‌ها به چه روزی خواهند افتاد! برای چه غب‌غب کلفت می‌کنید و باد می‌اندازید؟ حالا چون این رفیق است، زیرِ دست تو است؟! تو پسر اولیای خدا هستی، باش! این هم رفیق است، این هم شاگرد است؛ هیچ تفاوتی نمی‌کند. [می‌گوید]: «باید همه این‌جور باشند!» چرا باید همه این‌جور باشند؟! چه کسی گفته همه باید این‌جور باشند؟! از کجا خبر داری؟! جبرئیل برایت نازل شده؟! چه کسی به تو اجازه داده این قسم صحبت بکنی؟! خدا شاهد است وقتی من با یک نفرصحبت می‌کنم، اوّل بند بند بدن خود من می‌لرزد. [با خودم می‌گویم]: حالا این صحبتی که با این می‌کنم، چه اثری دارد؟ چه عواقبی ممکن است داشته باشد؟ چه آثار سوئی ممکن است داشته باشد؟ مگر کسی می‌تواند خودش را از بقیّه بالاتر بداند؟! [چنین شخصی] پس گردنی می‌خورد برود آنجایی که عرب نی می‌اندازد. مگر می‌تواند؟

  • ادعیۀ ائمّه علیهم‌السلام را بخوانید، این دعای ابو حمزۀ ثمالی را بخوانید، ببینید حضرت سجّاد واقعاً چه دارد می‌گوید؟ یک مقداری بفهمیم که بزرگان در ارتباط با دیگران چطور صحبت می‌کردند و [چطور] درست صحبت می‌کردند؛ چیزی برای خودشان نداشتند؛ حتّی وقتی‌که اَخم و تَخم و تهدید هم می‌کردند، از مقام استِعلا و علوّ و از مقام [بالا به پایین] حرف نمی‌زدند. ما فقط قیافۀ ظاهری آنها را به خود گرفتیم و دیگر از بقیّه چیزهایش خبر نداریم! بابا! آن کسی که آن را داشت، چیزهای دیگری هم داشت؛ هزار مسئله در او بود، یکیش را ظاهر می‌کرد. هزار مطلب و حقیقت در نفسش بود؛ تو یک ظهور او را می‌بینی! تو فقط از آن هزارتا آن ظهور را داری می‌بینی، از آن هزارتا یکی‌اش را هم نداری! لذاست [که] خراب‌کاری می‌شود. 

/ 613