اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی

14٬094

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

22
  • توجه کردید؟ وقتی می‌گویند: «این کار را انجام بده» باید انجام داد؛ وقتی می‌گویند: «نباید انجام بدهی»، نباید انجام داد؛ وقتی می‌گویند: «این مقدار از ذکر [بگویید]» نباید بیش از آن مقدار گفت، گرچه حالا حال خوشی داریم و حال توجّهی داریم و [با خود بگوییم:] «عیبی ندارد! حالا دویست‌تا اضافه می‌گوییم بد نیست!» توجه می‌کنید؟ اینها همه می‌آیند و کم‌کم یک اثراتی می‌گذارند، یکدفعه بعد از پنج سال می‌بینی شاخ در آمد! این شاخ از الآن در نیامده؛ پنج سال طول کشیده هی این داخل شروع کرده؛ آن مواد لازم برای بیرون آمدن تجمع کرده، می‌بینید بعد از پنج سال، طرف آمده شاخ درآورده.

  • اِ! این چرا اینطور شد؟ نه آقا! این [از] الآن نیست؛ از پنج سال قبل من گفتم: «این کار را نکنید»، پنج سال قبل گفتم: «این روش صحیح نیست»، پنج سال [قبل] گفتم: «خودت را از بقیّه بالاتر ندان!»، پنج سال قبل گفتم، بلکه ده سال قبل یا پانزده سال پیش [گفتم]: «در این مسئله، اوّل این کار را بکن!» گوش ندادی، حالا شاخ در آوردی! این‌طوری شاخ در آوردی! [می‌گوید: «خب حالا] ب این شاخی که درآوردیم چه باید کرد؟!» [می‌گوییم]: «حالا هر کاری می‌خواهی بکن؛ ما برای شاخ دوایی نداریم! ما فقط برای قبل از شاخ دارو داریم!» توجه کردید؟ 

  • دست‌گیری اولیای الهی از انسان به خواست خود انسان بستگی دارد

  • این بزرگان این را به ما می‌گویند. راه بزرگان این است. من هم مثل سایر افراد بخواهم خلاف کنم، [همین است]. خدا با هیچ کسی رابطه ندارد؛ اساس، ضابطه است. مگر بارها نگفته‌ام؟ خودم شنیدم! داشتم برای مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] چایی می‌آوردم، یکی پیششان آمده بود؛ [آقا] چون می‌دانست من با آن شخص خیلی صمیمی هستم، [گفت]: «همین آقاسیّد محسن اگر نخواهد برایش نمی‌دهم؛ باید بخواهد!» دیگر از این صریح‌تر؟ «باید بخواهد تا به او بدهم» ولی وقتی یکی نمی‌خواهد، آدم چه چیزی را می‌خواهد بدهد؟ چه را می‌خواهد بدهد؟ طرف می‌گوید: «آقا! من نمی‌خواهم! خودم را بسته‌ام! دلم را بسته‌ام و می‌خواهم طبق این مسیر [که خودم تشخیص داده‌ام] بروم!» بسیار خب، این را دیگر چه کار می‌شود کرد؟

/ 613