
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
توضیحات:
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
8خدا هم در حدیث قدسی میفرماید عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى أقول بشىء كن فيكون و تقول لشىء كن فيكون1 ای عبد من مرا اطاعت كن تا این كه من تو را مانند خودم قرار بدهم مانند خودم من به شیء میگویم بوده باش كلمه كن تكوینی از اراده و مشیت ما موجب خلق خارجی در عالم اعیان و عالم شهادت است تو هم همان اراده ما را به منصّه ظهور درمیآوری در عالم اعیان و در عالم خارج درمیآوری. نه تنها امام، نه تنها پیغمبر بلكه شیعیان ائمّه هم، اولیاء الهی هم اینها همان را انجام میدهند تازه اینها را برای خودشان منقصت و عیب میشمارند.
این مسئله شكفتن استعدادی است كه خداوند متعال وعده انجاز آن را در این جا داده است این به چه نحو حاصل میشود به صبغه الهی انسان رنگ خدا بگیرد، رنگ خدا صبغه یعنی رنگ، رنگ آمیزی، انسان رنگ خدا بگیرد، رنگ عالم ربوبی بگیرد. وجودش وجود متناسب و هم سنخ با عالم ربوبی شود این معنا معنای صبغه الهی است و نفس میتواند این كار را انجام بدهد ومن أحسن من اللَه صبغة؟ چه كسی از خدا بهتر است كه انسان رنگ او را بگیرد؟ آدم رنگ چی را بگیرد؟ آدم در این دنیا رنگ چه را بگیرد رنگ دزد را بگیرد؟ رنگ آدم دغلكار را بگیرد؟ رنگ چه را بگیرد؟ رنگ آدم گناهكار را بگیرد؟ رنگ آدم شقی را بگیرد؟ رنگ آدم جلّاد را بگیرد؟ چه رنگی را بگیرد و به چه شكلی دربیاید و خود را به چه افقی نزدیك كند؟
به افق افراد اهل دنیا و اهل معاصی و شیطنت نزدیك كند یا به افق ربّانیین خود را نزدیك كند؟ به افق موجودات ملأ اعلی خود را نزدیك كند؟ به افق آن افراد نزدیك كند و انسان میتواند و این انسان قابل برای رنگ پذیری است، انسان قابل برای فرهنگ پذیری است، انسان قابل برای ارزش پذیری است، همان طوری كه انسان قابلیت دارد كه ضدّ ارزش را به عنوان فرهنگ بپذیرد. نفس انسان به هر كدام از دو طرف تمایل دارد به هر كدام در مسیری قرار بگیرد كه حركتش در آن مسیر او را به سمت ضدّ ارزش ببرد. كمكم، كمكم آن مبانی كه در نفس دارد آن فطرتیاتش آن خلق و خو و اخلاقیات او كم كم عوض میشد هی رنگ ... یك شبه هم این جور نمیشود.
- اسرار ملكوت ج ٢ ص ٦٥
حافظ رجب برسى در« مشارقُ أنوار اليقين فى أسرار أميرالمؤمنين» ص ٦٩ گفته است:«وَرد فى الحديث القدسى عن الرّبّ العَلى أنّه يقول: عبدى أطِعْنى أجعلك مثلى؛ أنا حى لا أموت، أجعلك حيًّا لا تموت؛ أنا غنى لا أفتقِر، أجعلك غنيًّا لا تَفتقر؛ أنا مهما أشآءُ يكن، أجعلك مهما تشآء يكن. و منه: إنّ للّه عبادًا أطاعوه فيما أراد، فأطاعهم فيما أرادوا؛ يقولون للشّيء كن فيكون.» و در كتاب«كلمه الله» ص ١٤٠ بدين صورت نقل نموده است: «و رَوى كعبُ الأحبار هذا الحديث بالألفاظ التّاليه: يا بنَ آدم! أنا غنى لا أفتقر، أطِعنى فيما أمرتك أجعلك غنيًّا لا تفتقر. يا بن آدم! أنا حى لا أموت، أطعنى فيما أمرتك أجعلك حيًّا لا تموت؛ أنا أقول للشّيء كن فيكون، أطعنى فيما أمرتك تقول للشّيء كن فيكون.» در« عدّةالدّاعى» ص ٢٩١ عين اين روايت آمده، وليكن بجاى« أنا غنى»،« أنا فقيرٌ» ضبط گرديده است. و در كتاب« ارشاد القلوب» ص ٧ نيز با اختلاف يسير نقل شده است كه: «و رُوى أنّ الله تعالى يقول فى بعض كتبه: يا بن آدم! أنا حى لا أموت، أطعنى فيما أمرتك أجعلك حيًّا لا تموت. يا بن آدم! أنا أقول للشّيء كن فيكون، أطعنى فيما أمرتك أجعلك تقول للشّيء كن فيكون.»
- اسرار ملكوت ج ٢ ص ٦٥
