
پایهگذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)
کرمان: پایهگذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور
پایهگذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)
توضیحات:
کرمان: پایهگذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور
پایهگذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)
19اللَه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ البقرة، ٢٥٧ در آیة الكرسی، خدا ولّی آنهایی است كه ولی اینها را از ظلمت به نور خارج میكند. یعنی خدا میگوید: من پشت اینها را دارم، من هوای اینها را دارم. وقتی یك شخص بخواهد از ظلمت خارج شود به نور آن فكری هم باید انجام دهد خدا در سرش میاندازد، این فكر را بكن، اینجا این اقدام را بكن، اینجا اقدام را نكن، اینجا برو این رأی را بده، آنجا آن رأی را نده! كی اینها را در فكر میاندازد؟ خدا میاندازد. این میگوید: خدایا من خودم را به تو سپردم، من نمیدانم، خودم را به تو سپردم، مطلب برای من مشتبه است، مطلب برای من گنگ است، خدایا! یكدفعه میبیند یك نفر را سر راهش قرار میدهد، رفته دارد در لبنیاتی پنیر میخرد میبیند یك نفر آنجاست: سلام علیكم، حال شما خوب است، راستی نشنیدی فلان قضیه چی شد؟ عجب! نه، یك همچنین چیزی نشنیدم؛ ولی یك همچنین مسألهای اتّفاق افتاد ... این را كی آورده؟ خدا انداخته، الآن باید بروی پنیر بخری، او هم از آنطرف در اینجا بیاید، این را به تو بگوید برو دیگر، نه تو او را ببینی و نه او دیگر تو را ببیند، پیغام را داد و رفت، حالا خودش هم اصلًا متوجّه نباشد، حالا كه این را گرفتی باید بروی رویش فكر كنی، ببینی اگر درست است پیگیری كنی، اگر دیدی این واقعیت دارد، دیگر نمیتوانی چشمت را ببندی، خدا این را انداخت.
یكی به تو تلفن میزند كه راستی فلان قضیه را خبر داری، قضیه اینطور است. عجب! حالا كه اینطور است پس من نباید این كار را انجام بدهم. یا یك كسی میآید فرض بكنید كه راهنمایی به اینطرف یا راهنمایی به آنطرف، خدا هزارتا وسیله دارد، امروز میبینید كه شما تا بهحال فكرتان به یك سمت بود، وقتی قرار را میگذارید بر اینكه مراقبه كنید، قرار میگذارید بر اینكه خودتان را از ظلمت خارج كنید به نور، فردا كه میشود میبینید میلش از شما رفته، اصلًا نه چیزی شنیدی، نه چیزی دیدید، نه چیزی مطالعه كردید، نه كسی به شما حرفی زده، میبینید الآن میلش نیست. روز دوّم اصلًا میبینید نسبت به آن تنفر دارید، از كجا این قضیه پیدا شد؟ اللَه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ ...: خدا پشت قضیه را دارد، وقتی میبیند این ایستاده، این آمده پای كار ایستاده، این آمده گفته كه من جدّی هستم، خدا یك میل را میبرد یك میل را به جایش میآورد، یك تفكّر را میبرد، یك تفكّر را جایگزین میكند، یك رفیقی كه مفسد است و برای او شیطان است میبرد، یكی را سر جایش میآورد، جایش را پر میكند.
