اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پایه‌گذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)

14٬361

کرمان:‌ پایه‌گذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور

پایه‌گذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)

توضیحات:

کرمان:‌ پایه‌گذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

پایه‌گذاری نظام تکاملی و تربیتی ادیان بر خروج از ظلمت به سوی نور (کرمان)

11
  • خُب پیغمبر، ائمه، پیغمبران اینها آمدند كه مردم را از ظلمت خارج كنند. یعنی چی؟ یعنی دروغ به مردم نگو، راستش را به مردم بگو، آنچه را كه تشخیص می‌دهی و به صلاحت است او را نگو، آن چه كه به صلاح مردم است بگو، برای اینكه در فلان قضیه ...

  • یك قضیه‌ای برای من اتّفاق افتاده بود بنده خودم چون در جریانش بودم ببینید آقایان، این دنیا بی‌حساب نیست، بی‌كتاب نیست، همین‌هایی كه الآن مدعی هستند كه ظلم شده و چه شده و حق و ناحق شده و چه شده، خودشان وقتی در یك موقعیت بودند آیا رعایت این مطالب را می‌كردند؟ یكی از همین آقایان، یادم است سردبیر یك روزنامه‌ای بود، مدیر مسئول بود، سردبیر بود نمی‌دانم، خلاصه ... خدا برای آدم در همین دنیا پیش می‌آورد، در همین دنیا، حالا حساب و كتاب آخرت باشدها، آنها سرجایش باشد، در همین دنیا خدا حق آدم را می‌گذارد كف دست آدم. در آن روزنامه، از یك مرد محترمی هتك حیثیت شده بود، مرد محترمی بود در اصفهان، پیرمردی بود، بنده هم تا حدودی می‌شناختم. بعد یكی از افراد كه من می‌شناسم، آمده بود رفته بود صحبت كند آقا این مطلب، این نیست، چرا آبروی این برده شده، این مرد محترم است، عالم، در فلان نقطه اصفهان شیخی بود، دیگر فوت كرد چرا این‌طور؟ گفتند كه: نه، ما مطالبی كه خبرنگارمان نقل می‌كند این مطالب چیز نیست، ما حرف بی معنا نمی‌گوییم، حساب و كتاب دارد، فلان دارد، روزنامه ما ارزش دارد، اعتبار دارد، همین‌طوری همه چیز را نقل نمی‌كنیم! گفت: خُب، بسیار خُب، بلند می‌شویم دو نفر با همدیگر می‌رویم آنجا تحقیق می‌كنیم، نتیجه تحقیق را می‌آییم منعكس می‌كنیم، كاری ندارد! گفتند: بسیار خُب،. دو نفر، سه نفر بلند شدند و رفتند در آنجا تحقیق كنند. و اصل قضیه دروغ بود، اصل قضیه دروغ بود و برگشتند. وقتی رفتند گفتند: خُب آقا حالا كه دروغ است، قضیه مشخص شد، بیایید پس بگیرید! نه، اگر بخواهیم پس بگیریم به حیثیت و اعتبار روزنامه ما لطمه وارد می‌شود! همین شخص! ببینید خدا می‌آورد، می‌آورد، می‌آورد، ها، حالا بخور، در آن موقع. و آن یك قضیه، حالا قضایای دیگر و فلان. این یك قضیه كه بنده در جریان هستم، آبروی یك مؤمن ارزشش بیشتر است یا آبروی روزنامه شما؟! ببینید، آن تفكّر، آیا می‌شود بگوییم یك تفكّر نورانی است؟ می‌شود بگوییم؟! عیبی ندارد، آبروی یكی رفت، رفت، روزنامه ما به هم نخورد، آبروی ما به هم نخورد، بالاخره پرستیژ و فلان و دم و تشكیلات و ...

/ 0