
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
توضیحات:
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
9بچه شیرخوار را تبدیل به ذغال میكنیم، پیرمرد را تبدیل به ذغال، همه را تبدیل به ذغال، ما مدرن هستیم؟ وحشیگری مدرن در قبال وحشیگری ابتدایی و ناآگاهانه! این وحشیگری، وحشیگری مدرن است! آن كه دارد توی دریا راه میرود، میبیند از بالایش دارد یك هواپیما رد میشود، هواپیمای مسافربری، فكر نمیكند در این هواپیمای مسافربری یك مشت افراد بیگناه دارند حركت میكنند، كاه نخورده كه، اینها را میفهمد، نمیفهمد كه در این هواپیما بچه شیرخوار است، نمیفهمد پیرمرد است، اصلًا هر چی هست، اصلًا آدم، اینها چه گناهی كردند؟ خُب زورت میرسد بلند شو برو بمب را یك جای دیگر بینداز، یك جایی، بالاخره هر جا كه خودت میدانی، این موشك رها كردن و زدن به یك هواپیما و همه را تكه تكه كردن و روی دریا ریختن شما اسم این را چه میگذارید؟ وحشیگری نمیگذارید؟ اگر نمیگذارید، بنده میگذارم وحشیگری مدرن! حالا آن یك قسم است، همه جا همانطور، هر جا كه این هست، فرق نمیكند، هر جا و هر نقطه و هر كس و به دست هر كس، تفاوت نمیكند، به دست هر كس!
حیوان این كار را میكند؟ ابداً! كجا یك همچنین كاری انجام میدهد؟ چرا؟ چرا ما این كار را انجام میدهیم؟ چرا؟ چون ما در جهالت هستیم، سیدالشّهداء علیهالسّلام میآید ما را از این حال دربیاورد، از وحشیگری مدرن خارج كند، از قساوت مدرن ما را بیرون بیاورد، از تفكّر و توهّمات خلاف ما را خارج كند، از آن جنبه حیوانی ما را به آن مرتبهای كه از او غافل هستیم كه جنبه انسانی و جنبه الهی و جنبه عبودیت هست ما را به آن سمت ببرد؛ خُب غیر از سیدالشّهداء علیهالسّلام چه كسی میتواند؟ هیچكس، كسی نمیتواند. بگویید ببینم كی میتواند؟
كی میتواند غیر از امام حسین علیهالسّلام بیاید و به آن مردمی كه در زمان عمر بن عبدالعزیز همه میگویند: بَهبَه! بَهبَه! عجب خلیفهای است، بهبه! بهبه! عجب حاكمی است، بهبه! بهبه! عجب دولتی است! یك ذره چیزی به جا نمیگذارد. البتّه خیلیها هم بودند این كارها را انجام میدادند. میگویند: شاه عباس شبها لباس صوفیه و درویشی میپوشید و در كوچه میرفت حركت میكرد كه ببیند كه كسی مشكل ندارد اینطرف و آنطرف، كسی مسألهای ندارد، خیلی از پادشاهها بودند كه این كار را میكردند، فردا وقتیكه میشد طلب میكردند بیایید ببینم بروید فلان جا را بروید ببینید چه خبر بوده، چه بوده؟
