
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
توضیحات:
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
13هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ... الجمعة، ٢ این پاسخ آنهایی كه میگویند: فقط انبیاء برای دفع فسادند، نه اینكه برای دفع فساد نیستند، آن یك مقداریش است، بله؛ اصل مسأله چیست؟ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ... الجمعة، ٢ ليخرج من الظلمات الى النور، تا از ظلمت به نور خارج شدند، انبیاء برای این آمدند كه از ظلمت خارج كنند.
الآن در این كشورهایی كه من مثال زدم و اسم بردم، افراد اجتماعاتی كه هستند و هیچ مشكلی ندارند آیا اینها در نور حركت میكنند یا در ظلمت؟ در ظلمت است. افراد نگاه بكنید با آنها صحبت بكنید، مینشینید میبینید كه اصلًا خبر از هیچ جا ندارد، همین بخوریم و فلان و این حرفها و مسأله و مشكل و فلان، نمیدانم فلان مسائل ما حل و فصل بشود، خُب بعدش چی؟ خیلی هم راضی، خیلی هم از زندگیش راضی، خیلی هم خوب، هیچ مشكلی هم ندارد، از هیچ قضیهای! در ظلمت است یا در نور است؟ در جهالت است یا در معرفت است؟ در حیرت است یا در یقین است؟ حیران است. لذا وقتی مینشینیم با همینها حرف میزنیم، یك خرده كه صحبت میكنیم میبینیم چشماش یك خرده تغییر پیدا كرد! رنگ صورتش عوض میشود، انگار اصلًا تا حالا خبر نداشته بنده خدا كیه، چیه، در چه عالمی است، در چه هوایی است، خیال میكرده همین، همین حطام دنیا و همین زندگی دنیا! همین فقط بخوریم و بخوابیم و تمام بشود برود، و بعد هم برویم، و بعد هم برویم! به همین مقدار! درحالتیكه آن مسأله و آن قضیه اصلی و آن هدف اصلی از این خلقت و از این انسان، آن هدف اصلی مستور مانده، مخفی مانده.
ابوبكر و عمر و اینها كه آمدند خلافت را از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام غصب كردند، اینها نیامدند خانههای مردم را ببرند، نمیدانم فرض بكنید كه به زور چه كنند، فلان كنند، زمینها را غصب كنند، اموال مردم را، احشام مردم را اینها را چیز كنند، نه! آمدند جلوی آن بُعد اصلی از زندگی و حیات اجتماعی مردم، جلوی آن را آمدند گرفتند. به مردم گفتند كه: ما زندگیتان را تامین میكنیم، جنگ میكنیم اینطرف و آنطرف، غنائم میآوریم و فلان میكنیم و به ایران حمله میكنیم و چهكار میكنیم، كردند دیگر. در زمان عمر به ایران حمله كردند، از اینطرف و آنطرف خراج و مالیات میآید، زكات میآید، مردم زكات جمع میكنند، مسائل را از نظر مسائل اجتماعی و زندگی و اینها فراهم میكنیم امّا علی برود در خانه بنشیند! علی برود.
