قضایای جنگ بدر
9سَعد بن عُبادَة رئیس طایفۀ خزرج بود، آن هم از مردمان شایسته و مسلمانان قویدل بود که پیغمبر را پناه داده بود. و طایفۀ خزرج هم از اوس قویتر بود، ولی خود سعد بن عباده را مار زده بود و قادر بر حرکت نبود، در خانهاش افتاده بود و [او را] معالجه میکردند. او هم به پیغمبر اکرم پیغام داد:
تمام طایفۀ ما در تحت اختیار شماست؛ هر کدام را که میخواهید با خود بردارید و حرکت کنید.1
ولی اوس و خزرج مالی ندارند؛ طایفههایی هستند فقیر و ضعیف، و عِدّه و عُدّۀ جنگ ندارند.
قوای لشکر اسلام در جنگ بدر
پیغمبر حرکت فرمود با جماعتی که یک ثلث آن از مهاجرین مکّه و دو ثلث آن از انصار بودند که مجموعاً لشکریان پیغمبر سیصد و سیزده نفر شد؛2 از مدینه خارج شدند بهسوی بدر ـ بدر اسم چاهی است تقریباً در سی فرسخی مدینه و أراضی و نواحی آنجا را به همین مناسبت بدر میگویند ـ، آمدند کنار این چاه که از آب این چاه استفاده کنند، و علاوه پیغمبر هم خبر داشتند که چه خواهد شد.
این سیصد و سیزده نفر آمدند و در سرزمین بدر جای گرفتند و از آن چاه که قَلیب بدر بود، آب برداشتند و در یک حوضی برای خود ذخیره کردند. و لشکر کفّار هم کمکم از دور رسید و بالای تلّی آمد و جای گرفت.3
پیغمبر در خوابند؛ جبرائیل به پیغمبر قضیّۀ واقعه را نشان داد، خداوند علیّ أعلیٰ کاری کرد که مسلمانها در نظر آنها اندک و آنها هم در نظر مسلمانها اندک بهنظر آمدند، درحالتیکه آنها خیلی زیاد بودند!4
پیغمبر از خصوصیّات لشکر کفّار پرسیدند: «چند نفرند؟» تعدادشان مشخّص نبود. گفتند: «هر روز چند تا شتر برای لشکریان نحر میکنند؟»
گفتند: «یک روز دهتا شتر، روز دیگر نُهتا.» حضرت فرمودند: «از هزار تا کمتر و از نهصد بیشترند.»5
ولی خیلی مجهّز بودند! لشکریان پیغمبر سیصد و سیزده نفر بودند و در میان این لشکر دوتا اسب بود و چندتا شتر بود، هیچ دیگر نبود! و این سیصد و سیزده نفر شمشیر نداشتند، پیکان نداشتند، نیزه نداشتند، در میان آنها چند شمشیر معدود بود، بدون هیچ تجهیز!
- البدایة و النهایة، ج ٣، ص ٢٦٣ و ٢٦٤، با قدری اختلاف.
- همان، ص ٢٦٩: انصار حدود ٢٤٠ نفر و باقی از مهاجرین بودند.
- همان، ج ٣، ص ٢٦٧.
- همان، ج ٣، ص ٢٦٩.
- البدایة و النهایة، ج ٣، ص ٢٦٥.

