اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قضایای جنگ بدر

0
جلسات

قضایای جنگ بدر

21
  • وقتی عبّاس می‌خواست از مکّه خارج بشود، تمام پول‌های خود را برداشت، کیسه‌های زرش را به زنش امّ‌الفضل داد و گفت:

  • اگر من از این جنگ برگشتم، این کیسه‌ها را باید سریعاً به من تحویل بدهی؛ و اگر مُردم، این مقدارش برای خودت و بقیّه‌اش هم باید بین این ورّاثِ من به این حساب قسمت بشود!

  • عبّاس یک‌مرتبه گفت: «ای محمّد،چه کسی به تو خبر داد؟!» موقع خروج از در منزل، خودش بود و زنش بود و خدا، کسی خبر نداشت!

  • پیغمبر فرمودند: «خدا خبر داد! خدا خبر داد!»

  • عبّاس صدا زد: «أشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللَه وَ أشهَدُ أنَّک رَسولُ‌اللَه؛ شهادت می‌دهم، حالا مرا آزاد می‌کنی؟!»

  • حضرت فرمودند: «نه! خُب اسلامت قبول، امّا فدیه را باید بدهی!» خلاصه عبّاس تا یک شاهی آخر فدیه را داد و آزاد شد.1

  • پول‌های زیادی به‌دست مسلمان‌ها آمد! اینها رفتند اسب خریدند، شمشیر خریدند، زره خریدند، خُود خریدند؛ کاملاً تجهیزات جنگی خود را کامل و تامّ کردند که در سال بعد که جنگ احد اتفاق افتاد، توانستند در مقابل کفّار قریش مقاومت کنند والاّ همه از بین رفته بودند.

  • به تمام مسانید شیعه و سنّی مراجعه شده، و همه می‌گویند: «فاتح این جنگ امیرالمؤمنین بود و اگر امیرالمؤمنین نبود، جنگ باخته بود!»؛ چون از تمام هفتاد نفر، سی و شش نفر فقط به شمشیر امیرالمؤمنین کشته شد، بقیّه‌اش که سی و چهار نفر است، قسمت شده به تمام مسلمان‌ها؛ آن هم با کمک سه هزار تا از ملائکه!2

  • روضۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام

  • لذا امیرالمؤمنین همیشه در شب‌های هفدهم ماه رمضان تا آخر عمر بیدار بود و هیچ شب نخوابید؛3 به شکرانۀ نعمتی که خدا به مسلمان‌ها عنایت کرد و جان‌ پیغمبر در این جنگ به‌سلامت و به‌صحّت و به‌عافیت، و نتیجۀ اعمال کفّار بر خودشان برگشت و آن نیّاتی که دربارۀ پیغمبر و مسلمین داشتند، انجام نگرفت.

  • در صبح روز هفدهم همین ماه مبارک رمضان سنۀ چهل هجری ـ که امیرالمؤمنین ضربت خوردند ـ حضرت امام حسن علیه السّلام خدمت امیرالمؤمنین آمد و گفت: «یا امیرَالمؤمنین، چهرۀ شما را متغیّر می‌بینم!»

    1. الطبقات الکبری، ج ‌٤، ص ١٠ و ١١.
    2. رجوع شود به ص ١٨٧.
    3. مقاتل الطالبیین، ص ٥٣؛ شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ‌٦، ص ١٢١.