اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قضایای جنگ بدر

0
جلسات

قضایای جنگ بدر

20
  • گفتند:

  • یا رسول‌اللَه! همین کار را می‌کنیم؛ ما الآن از اینها فدیه می‌گیریم و آزاد می‌کنیم و با پول اینها برای خودمان تجهیزات جنگی قرار می‌دهیم و تهیّه می‌کنیم. سال دیگر هم هفتاد نفر ما کشته بشود، می‌رویم به بهشت؛ ما که آرزوی شهادت و جهاد داریم، ما که از کشته‌شدن نمی‌ترسیم.

  • پیغمبر فرمود: «اختیار با شماست.»1

  • بنا شد که فدیه بگیرند و آزاد کنند؛ یک‌‌یک فدیه می‌گرفتند و آزاد می‌کردند. آن کسانی را که واقعاً هیچ پول نداشتند همین‌طور مجّانی آزاد می‌کردند. آن افرادی که صنعت کتابت داشتند، پیغمبر می‌فرمود:

  • اینها را در مدینه نگه‌دارید دوتا از بچّه‌های انصار را تعلیم کتابت بدهد و خط یاد بدهد، بعد از اینکه دو نفر از این بچّه‌ها خط یادگرفت، آزاد بشود.

  • و از آن کسانی هم که پول داشتند، به اختلاف مراتبِ مُکنَتشان فدیه می‌گرفتند؛ به مراتب مختلفی از آنها فدیه می‌گرفتند.2

  • نوبت رسید به عبّاس عموی پیغمبر؛ عبّاس گفت:

  • ای محمّد! ای برادرزاده! من نمی‌خواستم در این جنگ شرکت کنم، مرا به جبر آوردند و امثال اینها؛ حالا اجازه بده من برگردم به مکّه؛ مرا آزاد کن!

  • پیغمبر گفتند: «باید فدیه بدهی! (یعنی بایستی پول بدهی).»

  • گفت: «تو می‌دانی که من مرد فقیری هستم، چیزی ندارم!» حالا بیست وقیه، دویست کیلو طلا از مکّه با خودش آورده برای اینکه خرج یک ‌روز لشکر را بدهد، آن‌وقت می‌گوید: چیزی که ندارم، فقیر هستم! گفتند: «نمی‌شود!»

  • گفت: «خُب این بیست وقیه‌ای که لشکر تو از من غارت کرده‌اند را به‌عنوان فدیه بپذیر!»

  • حضرت فرمودند:

  • نه! تو آن را به‌عنوان إعانۀ لشکر آوردی؛ آن را بُرده‌اند، بایستی از مصارف شخصی خود به‌عنوان فدیه بدهی!

  • گفت:

  • من چیزی ندارم، عائلۀ سنگینی در مکّه دارم؛ افرادی را باید غذا بدهم، خرجی بدهم. من مالی ندارم؛ ای محمّد تو که از حال من خبر داری!

  • پیغمبر فرمودند: «نمی‌شود باید فدیه بدهی!»

  • خلاصه شروع کرد به گریه و زاری؛ حضرت فرمودند: «نمی‌شود، باید فدیه بدهی!»، اصرار از آن طرف و پیغمبر هم مدام حیا می‌کند؛ پیغمبر فرمودند: «از آن پول‌هایی که نزد امّ‌الفضل گذاشتی، فدیه بده!»

    1. جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌٤، ص ١١٠؛ الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‌٢، ص ٢٣٦.
    2. البدایة و النهایة، ج ‌٣، ص ٣٢٨.