قضایای جنگ بدر
11حضرت فرمودند: «یا علی، چرا دیر آمدی؟!»
امیرالمؤمنین عرض کردند:
یا رسولَاللَه، قضّیۀ ما اینطور شد؛ سه باد تند و مداوم، علَیالتّناوب، ما را گرفت و نزدیک بود که مشک را از دوش من به زمین بزند، من نشستم تا اینکه باد تمام شد و آمدم.
پیغمبر خدا فرمود:
ندانستی این بادها چه بودند؟ آن باد اوّل میکائیل بود با هزار ملک، خداوند
از آسمان فروفرستاد برای کمک تو! در امشب و فردا خواهی دید که چه خبر خواهد شد. باد دوّم اسرافیل بود با هزار ملک! باد سوّم جبرائیل بود با هزار ملک! هرکدام از این فرشتگان با آن هزار ملک بر تو سلام گفتند و تو را تهنیت و تحیّت [کردند] بر این فداکاری که در امشب کردی.1
هیچ یک از اصحاب، قدرت بر حرکت نداشت جز امیرالمؤمنین که مشک را برداشت و برای رسول خدا آب آورد.
سیّد حِمیری در اشعار خود میگوید:
برای هیچ یک از اصحاب پیغمبر اتّفاق نیفتاد که سه هزار و سه فرشته در شب از آسمان فرود بیایند و به او تهنیت و سلام و مبارکباد بگویند!2
صبح شد، لشکر از طرف دشمن مجهّز؛ سوارهها یک طرف، شترسواران یک طرف، پیادهها یک طرف، کماناندازها همینطور، تیراندازها همینطور، شمشیرزنها همینطور؛ مجهّز به تمام معنا! و زنان مغنّیه و آوازهخوان را هم با خود آورده بودند و آنها شعرهایی در هجو و مسخرهکردن پیغمبر میگفتند و این لشکر را برای جنگ تحریک میکردند.3
غذای این لشکر هم آماده، مشغول طبخ بودند برای اینکه افرادی از لشکریان که هنگام غذایشان میرسد، مرتّب و معیّن از آن غذای آماده بخورند؛ ولی لشکریان مسلمان غذا هم نداشتند، مقداری خرما و نان خشک با خودشان آورده بودند.4 دیگر ذبح شتر و... نبود؛ در تمام لشکریانِ پیغمبر چندتا شتر معدود بود برای اینکه روی آن سوار بشوند.
ابوجهل لشکر را خوب تجهیز کرد. رؤسای در این لشکر، شیبه بود، عُتبه بود، ولید پسر عُتبه بود، حکیم بن حزام بود، امیّة بن خلف بود، و رئیس تمام اینها خود ابوجهل بود؛ زیرا که ابوسفیان با کاروان به طرف مکّه میرفت، وقتی کاروان را به مکّه رساند بعد ملحق شد و آمد و در جنگ شرکت کرد، در جنگ بدر بود،5 ولی ریاست لشکر که تمام قدرت به دست او بود و تحریک میکرد، به دست ابوجهل بود. ابوجهل یک کینۀ دیرینه با پیغمبر اکرم داشت؛ خیلی عجیب! خیلی خیلی عجیب! و صدماتی که پیغمبر اکرم از دست ابوجهل خوردند، اصلاً واقعاً قابل شنیدن نیست!
- مناقب آل ابیطالب، ابنشهرآشوب، ج ٢، ص ٢٤٢؛ المغازی، ج ١، ص ٥٧ با کمی اختلاف.
- مناقب آل ابیطالب، ج ٢، ص ٢٤٢.
- ناسخ التواریخ، زندگانی پیامبر، ج ٢، ص ٧٥٠ و ٧٥١.
- المغازی، ج ١، ص ٢٤، با قدری اختلاف.
- رجوع شود به انوار الملکوت، ج ٢، ص ٧٤ و ٧٥؛ رسالۀ بدیعه، ص ٦٨.

