اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم

تفسیر آیه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا * وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾

15٬719

نقش «اذن الهی» در دعوت مردم به دین و لزوم اطاعت دقیق از ولیّ الهی و پرهیز از تصمیمات خودسرانه در امور دینی موضوعی است که حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن می‌پردازند. ایشان با اشاره به نمونه‌هایی از حیات پیامبر گرامی اسلام، امامان معصوم و شاگردان ایشان و ذکر برخی از وقایع تاریخی چون قیام زیدبن علی و واقعه صفین، بر اصل اطاعت از ولی خداوند تأکید کرده می‌فرمایند: تبلیغ دین تنها با اذن شارع مقدس مشروع است و هر اقدام بدون اذن شارع، حتی اگر حق به‌نظر برسد، به انحراف و آسیب منجر می‌شود. حضرت استاد در بخش دیگراز این فرمایشات ارزشمند خود به بیان تأثیر نقش استاد در تربیت شاگرد و موانع سلوک به‌ویژه در برابر تمرد می‌پردازند.

اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم

توضیحات:

نقش «اذن الهی» در دعوت مردم به دین و لزوم اطاعت دقیق از ولیّ الهی و پرهیز از تصمیمات خودسرانه در امور دینی موضوعی است که حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن می‌پردازند. ایشان با اشاره به نمونه‌هایی از حیات پیامبر گرامی اسلام، امامان معصوم و شاگردان ایشان و ذکر برخی از وقایع تاریخی چون قیام زیدبن علی و واقعه صفین، بر اصل اطاعت از ولی خداوند تأکید کرده می‌فرمایند: تبلیغ دین تنها با اذن شارع مقدس مشروع است و هر اقدام بدون اذن شارع، حتی اگر حق به‌نظر برسد، به انحراف و آسیب منجر می‌شود. حضرت استاد در بخش دیگراز این فرمایشات ارزشمند خود به بیان تأثیر نقش استاد در تربیت شاگرد و موانع سلوک به‌ویژه در برابر تمرد می‌پردازند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم

4
  • من همین‌طور داشتم فکر می‌کردم که فاصله بین اینجا تا مکّه چقدر است، کم است، زیاد است، چطوری است؟! بعد یک بنده خدای فقیری آمد، دیدیم که باید پول ته جیب را به او بدهیم و در هنگام برگشت بی‌زحمت پیاده برگردیم! پول را دادیم، شاید ده درهم بود و برای برگشتن پول نداشتیم و دیگر پیاده آمدیم. به ما گفتند: یک خُرده راه بیا، بیا، بیا، قشنگ، خوب این خیابان را برو، بعدش آنجا برو تا بفهمی مادرت روزها که می‌آمد، چطوری می‌آمد، این راه را چطوری می‌آمد؟! این مسیر را چطوری می‌آمد؟! این‌طور نبود که با مرکب باشد، بعضی از اوقات با مرکب بود و خیلی از اوقات با پای پیاده بود، و همۀ اینها اسرار است ها! که چرا به این نحو بود! این قدر آمدم آمدم تا خسته شدم و چند جا نشستم، یعنی دیگر نتوانستم حرکت کنم، نشستم، تا اینکه رسیدم به آن محل خودمان، درحالی‌که محل خودمان نزدیک مسجدالحرام بود و خیلی دور نبود! درست؟!

  • چرا رسول خدا قبل از بعثت به ارشاد مردم اقدام نکرد؟

  • پیغمبر این چهل سال چه می‌کرد؟ چرا نیامد؟ چرا نیامد و مردم را انذارکند؟ مگر پیغمبر مأمور به توحید نبود؟! مأمور به شریعت نبود؟! چرا نیامد؟! چون هنوز اذن نیامده، اذن نیامده، خیلی عجیب است! ما خیال می‌کنیم اصلاً دین به ما وابسته است. اگر ما پایمان را از دین بکشیم کنار، دیگر تمام منظومۀ شمسی بر این زمین فرود می‌آید، نه آقا! دین به ما ارتباط ندارد! ما یکی از میلیون‌ها، میلیون‌ها وسائطی هستیم که با جمع‌آوری بعضی از اطلاعات و مسائل، خب مطالبی در اختیار افراد قرار می‌دهیم، همین نه بیشتر!

  • پیغمبر با خودش فکر نمی‌کرد که اینکه الآن می‌فهمد را بیاید همین را به مردم بگوید و این مردم را از این بت پرستی بیرون بیاورد؟! با خودش این فکر را نمی‌کرد؟! الآن که اینها دارند بت می‌پرستند، در جهالت هستند، وظیفۀ کیست، مسئولیّت آن با کیست؟ چرا بگذارد اینها که بت می‌پرستند؟! بیاید رسالتش را که ده سال دیگر، بیست سال دیگر، پانزده سال دیگر است، بیاید زود بیندازد؟ ما الآن داریم این افکار را با خودمان مرور می‌کنیم.

/ 380