اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه تقوا

14٬374

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

جایگاه تقوا

توضیحات:

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جایگاه تقوا

7
  • [یهودی] رو کرد گفت: «تو خلیفۀ رسول خدایی؟!» حضرت فرمودند که: «بله! خلیفۀ رسول خدا بنده‌ام.» [البته] حضرت نفرمودند «بله» [بلکه] فرمودند: «[اگر] حرف داری، سؤالت را بکن!»

  • [یهودی] شروع کرد [به] سؤال کردن. [همان سؤالی را که از ابوبکر پرسیده بود، از حضرت سؤال کرد؛ اینکه «خدا در کجاست؟»] یک‌دفعه دید دریا به تلاطم آمد؛ [حضرت فرمودند:] «﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ وَ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ﴾؛1 ﴿أَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ﴾2؛ در آسمان خداست، در زمین خداست، به هرجا که رو کنی در آنجا وجه خدا را می‌بینی!» این یهودی اصلاً گیج شد [که] سؤالش چه بود و چه شد! سؤالات یکی پس از دیگری [مطرح شد و توسط حضرت پاسخ داده شد].

  • خب مشخّص است دیگر. در آنجا [آن یهودی] شهادتین داد! شهادت به توحید و شهادت به رسالت [رسول خدا] و شهادت به [اینکه] أشهد أنّکَ خلیفةُ رسول‌اللَه! به این عبارت!3

  • مکتب امیرالمؤمنین؛ مکتب احیای عقل و آزادی انتخاب

  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گوید: «باید احیای عقل باشد» [اما] آن کسی‌که [ابابکر] بالای [منبر] نشسته، می‌گوید: «چاقو را بردار عقل را سر ببر!» [اما] امیرالمؤمنین می‌گوید: «نه، بیا بپرس، بعد بپذیر!» مطلب این است. [حضرت می‌گوید]: «بیا آزادی خودت را و انتخاب خودت را و اختیار خودت را [داشته باش]؛ بیا حقّت را تصاحب کن، [این] حقّ تو است؛ حق تو است که اختیار می‌کنی!» [اما] این مردتیکه چه می‌گوید؟! [می‌گوید]: «تو حقّ انتخاب نداری! تو حقّ اختیار نداری!»

  • پس در مکتب علی مرتضی علیه‌السلام، احیای عقل است. [اما] در مکتب عمر إماته، قتل و ذبح عقل است! در مکتب امیرالمؤمنین علیه‌السلام احیای آزادی است. ما که الآن به امامت ائمّه متدیّن شده‌ایم، به‌خاطر عقلمان است.

  • امروزه می‌گویند: «آقا، این تحجّری که در شیعه است، شیعه فقط به دنبال ائمّه می‌رود و عقیدۀ دیگری را بر نمی‌تابد!» خب چه [چیزی] را بربتابد؟! شاید عقیدۀ شما این است که فرض کنید این آب، سرکه ‌شیره است! بنده باید بربتابم؟! بنده غلط می‌کنم بربتابم! صدمیلیون سال هم بگذرد، می‌گویم: «آب است». الآن هم می‌گویم: «آب است»، صدمیلیون سال بعد هم [می‌گویم]: «آب است». چه [چیزی را] برنمی‌تابد! برنمی‌تابد یعنی چه؟!

    1. . سورۀ زخرف(43) آیۀ (84)
    2. سورۀ بقره (2) آیۀ 115
    3. جلسات شرح ابوحمزۀ ثمالی سال 1423 جلسۀ 7
/ 380