کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
4معیارِ صدق؛ فرار نکردن از حقیقت
حالا بر اساس این ایمان، میآیند [و] میگویند: ﴿كُونُوا مَعَ ٱلصّٰدِقِينَ﴾؛ حالا که ایمان آوردهاید، حالا که به دنبال تقوا رفتهاید، با صادقین باشید؛ [یعنی] با افرادی که صدق دارند و خودشان را فریب نمیدهند، کلک نمیزنند، سر خودشان را زیر برف نمیکنند، با این افراد سروکار داشته باشید.
انسان اگر صادق باشد ولو اشتباه هم بکند، خدا کارش ندارد، ولی صادق باشد ها! راست بگوید، خودش را گول نزند، خودش را فریب ندهد، فرار نکند. وقتی میگویند: «آقا، بیا بنشین این صحبت را بکنیم» در نرود! نگوید: «به ما ارتباط ندارد!» نگوید: «به ما چه مربوط است؟!» نگوید: «شما آن طرف جوی، ما این طرف جوی؛ ما به شما کاری نداریم!» اینها شعار است! [وقتی میگویی:] «بیا صحبت کنیم»، خب بفرما صحبت میکنیم! [وقتی میگویی:] «بیا حرف میزنیم»، خب بفرما حرف بزنیم!
هر جایگاهی، اهلیتِ متناسب با خود میطلبد
وقتیکه ابوبکر رفت بالای منبر [باید همان حرف پیامبر را بگوید]؛ کسی که بالای منبر رسول خدا میرود و به جای رسول خدا مینشیند، باید مایه داشته باشد؛ تو رفتی به جای رسول خدا نشستی! به جای رسول خدا! [باید مایهاش را داشته باشی یا نه؟! فرض کنید] وقتی که یک اطاق عمل را [به دیگری] میسپارند، [مثلاً] وقتیکه آن جرّاح قبلی میرود و کلیدش را میدهد به یک فردی که بیاید همان کار را انجام بدهد، میگوید: «من عمل را تا اینجا انجام دادهام، الآن باید بروم منزل، بقیّه را تو انجام بده!»
یکی از دوستانی [که] در مشهد داریم، آقای دکتر بیرجندی، متخصّص مغز و اعصاب است. از دکترهای درجه اوّل ایران است. یک روز با مرحوم آقا [علامه طهرانی] بیمارستان بودیم؛ من داشتم بیرون میرفتم [که] یک مرتبه دیدم ایشان [دکتر بیرجندی] دارد از اطاق عمل [بیرون] میآید. [بعد از] سلام و این حرفها، متوجّه شدم که این عمل را نصفه کاره رها کرده؛ گفتم: «تو عمل را وِل [و رها] کردی؟!» گفت: «نه، تا من بروم خانه ناهار را بخورم و برگردم دوستان من انجام میدهند.» یک عمل مغز ششساعته بوده، با هم انجام میدادند. گفت: «تا من بروم غذا [بخورم و برگردم، دوستان من عمل را انجام میدهد.]»

