کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
27آن آقا گفت که: «شما پولش را میپردازی؟»
گفتم: «بله»
گفت: «آیا شما قوم و خویشش هستی؟»
گفتم: «نه من قوم و خویششان نیستم، من یک فرد عادی [هستم].»
گفت:«خب شما چطور میپردازی؟»
گفتم: «چه اشکالی دارد؛ آنها انسان هستند؛ ما هم انسانیم. مثل هم هستیم.»
این صحبتی که بین من و فروشنده شد، یکدفعه اینها متوجّه شدند؛ چه شد؟! یکدفعه پسره آمد جلو [و گفت:] «نه نه نه نه! امکان ندارد!»
گفتم: «چرا امکان ندارد؟ شما خلافی از من دیدید؟ من میخواهم شما را مهمان کنم؛ این یک هدیّه است؛ چه اشکال دارد؟!»
البته خب لباسم لباس عربی سفید بود. عبا و اینها نداشتم، لباس عربی داشتم. گفتم: «چه اشکالی [دارد]؟» بعد ماندند [تعجّب کردند]! یعنی هم آن فروشنده، هم آن پسره؛ یک چنین چیزی را ندیده بودند؛ یک چنین مسئلهای را [ندیده بودند] و خدا شاهد است! دارم میگویم خدا شاهد است! در آن وقتیکه من گفتم به اینها هم دوتا بده، اصلاً بین خودم و دوستانم و اینها مِیزی ندیدم! اختلافی ندیدم! گفتم خب اینها هم مثل ما هستند؛ حالا مسیحی هستند که مسیحی باشند، چه اشکالی دارد؟! هر دو گریهشان گرفت، هم پسره [و هم فروشنده]. آن پسره آمد ما را بغل کرد، شروع کرد به بوسیدن و عبارتش این بود که: «آقا، اوّلین بار است در عمرم با یک چنین قضیّهای برخورد میکنم!»
گفتم: «این دستور، دستور اسلام است ـ فرقی بین همه نیست ـ این دستور، دستور اسلام است.» در آن چند دقیقهای که ایستاده بودم، دوازده مرتبه این تشکّر کرد. من دیدم این بندگان خدا خیلی در چه [خجالت] هستند، دیگر ما رفتیم کنار و آنها کیفیّتش را [می]خواستند انتخاب کنند. درست شد!
ما تمام افراد را یکسان میبینیم؛ مردم خودشان را از ما جدا کردهاند. اتفاقاً قضیّه برعکس است؛ این سؤال باید برعکس باشد. ما میخواهیم با همۀ افراد باشیم آنها میگویند که نه! ما حساب جدا داریم، حرفهایمان باید جدا باشد، ارتباطمان جدا باشد.

