اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه تقوا

14٬374

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

جایگاه تقوا

توضیحات:

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جایگاه تقوا

17
  • ماجرای اختلافات پس از رحلت مرحوم علامه طهرانی

  • اتفاقاً این قضیّه برای خود بنده [هم] پیش آمد؛ اوّلی‌اش [را] خود بنده می‌گویم؛ ما در زمان مرحوم آقا [علامه طهرانی] با ایشان بودیم، می‌نشستیم، برمی‌خواستیم، سفر می‌رفتیم، حضر بودیم، در صحّتشان بودیم، در مرضشان بودیم؛ بنده در تمام مدّت زمانی که با مرحوم آقا بودم، واللَه العَلیّ العظیم (دارم قسم می‌خورم؛ واللَه و باللَه العلیّ العظیم) از ایشان نشنیدم که: بعد از من وصیّ من کیست و چه شخصی خواهد بود! بنده نشنیدم! اگر قرار بود یک کسی بشنود، خب [آن شخص] من بودم دیگر! بنده فرزند دوّم ایشان [هستم] و اتفاقاً اطّلاعم نسبت به مطالب و مسائل ایشان از بقیّۀ فرزندان ایشان بیشتر بود. درست شد؟!

  • بعد از مرحوم آقا [علامه طهرانی]، یک‌دفعه دیدیم آن یکی می‌گوید: «من از آقا شنیدم بعد از من این است!» آن یکی می‌گوید: «[من] از آقا شنیدم بعد از من [این است]!» خب چطور این حرف‌ها زمان خود آقا نبود؟! چطور نبود؟! در عین اینکه برخلافش را هم ما شنیدیم؛ که البتّه من یک مقدار مختصری در آخر جلد دو [کتاب اسرار ملکوت]1 نسبت به این قضیّه توضیح داده‌ام؛ لابد مخدّرات مطالعه کرده‌اند که ریشۀ فتنه از کجا بود! درست شد؟!

  • آمدند به ما این را گفتند که: «اگر بیایی روی این مطالبت بایستی، از ارتباط با خویشان و دوستانت حذف خواهی شد!» صریحاً به من گفتند! صدا نباید بزنی! گفتم: «من آن [چیزی] که در مکتب پدرم یاد گرفته‌ام، حریّت و آزادی ا‌ست! یا بیایید ثابت کنید که این شربت است یا تا وقتی که من این را آب می‌بینم، آب می‌بینم! همین!»

  • گفتند: «نه!» و انجام دادند! اوّل ارتباطات قطع شد. تا دیروز آقا سلام می‌کرد، یک‌دفعه امروز می‌بینی سلام نکرد [و رفت]! [با خود می‌گویی]: «اِ! مگر [از] دیروز تا حالا ما چه‌ کار کرده‌ایم [که] این امروز دیگر به ما سلام نمی‌کند؟! [چرا] امروز آقای فلان به ما بی‌اعتنایی می‌کند؟!» این، آن، آن، آن، آن! دیدیم نه، [ظاهراً] یک برنامه‌ای است؛ خیلی برنامۀ پیچیده؛ برنامۀ سازمان یافته! که من اسمش را آن‌موقع «سازمان توده‌ای» گذاشتم. «توده‌ای!» عین این توده‌ای‌ها! این را ببینند، آن را نمی‌بییند، بنشینند در خانه با او حرف بزنند! صحبت را تحریف کنند! القاء‌ کنند! مثلاً یکی را می‌آوردند ـ البتّه این را اخیراً شنیدم؛ همین چند روز پیش ـ [به] یک بنده خدایی [گفته بودند:] «می‌بینی این کتاب‌های فلانی چقدر ظلمت دارد! نگاه نمی‌کنید ببینید؟!» طرف [یک خرده] با خودش ور می‌رود [و می‌گوید]: «مثلاً چه‌طوری است؟! مثلاً ظلمت [اینجا چیست]؟!» [باز می‌گویند]: «واقعاً احساس نمی‌کنی؟ نگاه کن چقدر [ظلمت دارد]! دائماً [این چیزها را به او می‌گویند]. بعد [آن شخص] می‌گوید: «اِ، شاید آره! مثل اینکه این هم ظلمت دارد!» خیلی عجیب است ها!

    1. اسرار ملکوت، ج2، ص504.
/ 260