
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
و مطالبی پیرامون امام زمان علیهالسلام
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
17مردم میآمدند مطلبشان را در نامه مینوشتند میدادند به اینها، اینها مطلب را میگذاشتند شب زیر تشکشان، آن سجاده! سجادهای که نماز میخواندند، میگذاشتند زیرشان، اینها قاعده اینطوری بود؛ نهاینکه اینها هم ببینند! اینطور نبوده، اینها هم نمیدیدند. حالا یک وقت برحسب نظر خود حضرت بود، جدا بود، ولی اینها هم تازه امام را نمیدیدند! ارتباط اینها با امام اینجوری بود. صبح که اینها بلند میشدند دست میکردند آن نامه را در میآوردند، میدیدند حضرت جواب را آن زیر نوشتهاند. این روشی بوده که در طول هفتاد و پنج سال بین نوّاب خاصّ امام علیه السّلام و بین [مردم] بوده.1 مردم دیگر در این هفتاد و پنج سال عادت کردند، عادت کردند به اینکه امام را نبیینند، ولی ارتباط داشته باشند؛ کاغذشان اینجوری جوابش میآید، دقیق! مو نمیزند! همان جواب میآید و همان مسئله مطرح میشود و پاسخش داده میشود.
غیبت امام زمان علیه السّلام ما را به چه نکتۀ حیاتی میرساند؟
بعد از گذشت هفتاد و پنج سال از زمان غیبت صغری، دیگر اینجا غیبت کبری شروع میشود. یعنی حضرت در آن نامهای که برای علی بن محمد سمری مینویسند، در آنجا میفرماید که:
فإنّکَ مَیّتٌ [ما] بَینَکَ و بینَ سِتَّةِ أیّامٍ (اگر در خود عین عباراتش [و] الفاظ اشتباه نکنم!) و لا تُوصِ أحداً فَقَد وَقَعَتِ الغَیبةُ الکبریٰ؛ «تو از امروز تا شش روز دیگر، بار سفر آخرت را دیگر باید ببندی و دیگر به کسی وصیت نکن، که غیبت کبری دیگر انجام شد.»
بعد دیگر حضرت در آنجا میفرماید که:
هر کسی که ادعای رؤیت مرا [بکند]، ألا و مَنِ ادّعَی الرّؤیةَ (یا: و مَنِ ادّعَی المشاهَدَةَ) فَهُوَ کَذّابٌ؛ قبول نکنید از کسی که ادعای رؤیت مرا کرده، قبلَ الصَّیحةِ [و] ظُهورِ السُّفْیانیّ؛ قبل از ظهور سفیانی هر کسی که ادعای رؤیت بکند، این کذاب است!2
مثل همینهایی که درآمدهاند و اخیراً و قبل از اخیر که خودشان را باب امام زمان معرفی کردند و واسطه معرفی کردند3 و الآن هم هستند و در عراق هم که خیلی زیادند. قبل از ظهور سفیانی.
- رجوع شود به الغیبة، شیخ طوسی، ص 353 ـ 396.
- الغیبة، شیخ طوسی، ص 395: «فإنّکَ مَیّتٌ ما بَینَکَ و بینَ سِتَّةِ أیّامٍ، و لا تُوصِ إلیٰ أحَدٍ... فَقَد وَقَعَتِ الغَیبةُ التامّةُ؛ ألا فَمَنِ ادّعَی المُشاهَدَةَ قبلَ خروجِ السُّفْیانی و الصَّیحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفتَرٍ.»
- رجوع شود به نقطة الکاف، جانی کاشانی، ص 9؛ بابیگری و بهاییگری، اشتهاردی، ص 45 و 46.
