
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
و مطالبی پیرامون امام زمان علیهالسلام
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
14ولی یکدفعه به امام جواد که میرسیم، یکدفعه تمام باورهایمان میریزد بههم: «اِ! یک بچۀ نُهساله شده امام! بلند شویم برویم ببینیم چه خبر است؟! امتحانش کنیم!» بسیار خب، زور در کار نیست، چماق در کار نیست، «میخواهی قبول کنی بکن، قبول نکنی در سرت میزنیم!» در کار نیست! بفرما، بلند شو برو سؤال کن، از هرجا میخواهی سؤال بکن تا بفهمی امام کیست! همانجوریکه پیغمبر جواب میداد، این طفل نهساله الآن دارد جواب میدهد! همانجوریکه امیرالمؤمنین جدّش دارد جواب میداد، همینطور الآن این دارد جواب میداد! همان کارهایی را که آنها میکردند، این الآن دارد میکند؛ کارهای مربوط به امامت؛ همان را دارد این الآن انجام میدهد! چهکار میخواهی؟ مرده زنده کردن؟ بسمالله! خورشید برگرداندن را میخواهی؟ بابا اینها که چیزی نیست، این که مسئلهای نیست! برو [ببین] امام جواد خورشید را میتواند برگرداند یا نمیتواند برگرداند؟! برو سؤال کن دیگر، برو از او بپرس! راجع به علم غیب، مربوط به مسائل غیب سؤال بکن، میگوید: «اِ! اینکه با پدرش فرقی نکرد! چرا سنّش کم است؟!»
اینجا به این نکته میرسیم که مسئلۀ امامت به سن کاری ندارد. ببینید، یکدفعه فرو ریخت، بنایی که ما در ذهن داشتیم با یک تغییر اساسی ریخت بههم؛ فهمیدیم نه، مسئلۀ امامت یک مسئلۀ لطف الهی است که ارتباطی به سن ندارد، میتواند این در یک کسی که سنّش کم هست انجام بشود.
تسلیم محض بودن ائمه علیهم السّلام در برابر خواست و ارادۀ خداوند
بعد مسئلۀ مهمتری که در اینجا اتفاق افتاد این بود که دوران امامت امام جواد علیه السّلام، خیلی مختصر [بود]؛ حضرت بیست و پنج سالشان بود از دنیا رفتند، شهید شدند! ـ یا بیست و هفت سال، بیست و پنج سال بیشتر... ـ یعنی یک جوان بیست و پنج ساله! اولین امامی که در سنّ کوتاهی از عمر به شهادت رسید امام جواد بود که در سن بیست و پنج سالگی حضرت به شهادت رسیدند.1 این هم یکدفعه وضعیت ذهنی را برمیگرداند که ایشان بیست و پنج سال بیشتر عمر نکرد! این امام علیه السّلام قدرت دارد دیگر، نمیشود که قدرت نداشته باشد، چرا جلوی [شهادت] خودش را نگرفت [که] حالا سی چهل سالی، پنجاه سالی باشد [و] در این دنیا عمر کند؟! این به انسان دوباره این مطلب را میفهماند که امام علیه السّلام خواستش خواست خداست، ارادهاش ارادۀ خداست و هیچی از خودش ندارد، [اگر بگویند]: «بیست و پنج سالگی بفرمایید.» میرویم! «سیسالگی بفرمایید، پانزدهسالگی بفرمایید.» برای امام علیه السّلام در اینجا سن، هیچ مطرح نیست، مهم پرداختن به تکلیف امامت و ولایت است؛ فقط این هست. میگویند: بیا، بیا تا اینجا، تا اینجا دیگر توقف! تمام شد! «خدایا، من بیست و پنج سال هنوز سنّم است!» سنّت بیست و پنج سال باشد یا ده سال باشد، برای ما فرقی نمیکند! تا اینجا تو را آوردیم، از اینجا به بعد مسند به کس دیگری واگذار میشود.
- الإرشاد، ج 2، ص 295.
