
شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کردهاند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداختهاند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت میدانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت میپردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات میدهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمیکند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان میکنند.
شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
توضیحات:
حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کردهاند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداختهاند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت میدانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت میپردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات میدهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمیکند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان میکنند.
شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
5مسائلی که در دنیا اتفاق میافتد، قضایایی که در دنیا اتفاق میافتد. واقعاً این چیزهایی است که انسان شرم میکند که بتواند بیان کند که ـ فرض کنید که ـ یک انسان به خودش اجازه بدهد که این همه جنایت و این همه فساد برای رسیدن به مطامع دنیا ایجاد کند! پس چه زمانی بشر ترقّی کرد؟! این 1400 سال و این هفت هزار سالی که از زمان حضرت آدم گذشت، کجا است؟! آن ترقّی کجاست؟! آن فهم کجاست؟! کجا رفت و چه شد؟!
انحطاط اخلاقی جوامع بشری
نجابت کجا رفت؟! حیا کجا رفت؟! شرم کجا رفت؟! این انسانی که امروز خود را در معرض دیدگان همه قرار میدهد و همچون حالتی که از مادر به دنیا آمده است ـ با سن سی سال و چهل سال ـ در جلوی چشم افراد به تظاهرات میپردازد، چقدر بر فهم او در این هفت هزار سال اضافه شده است، چقدر؟! یک حیوان این کار را انجام نمیدهد. حیوانات حساب میکنند! حیوانات لحاظ میکنند! حیوانات شعور، حیا و غیرت دارند؛ پرندگان و غیرت پرندگان را در کتابها بخوانید، غیرت بعضی از این حیوانات را بخوانید!
یعنی این انسانی که شایسته مقام خلافة اللهی هست، به جایی برسد، به نقطهای برسد که از حیوان هم از نظر ارزش اخلاقی و فضائل اخلاقی پایینتر بیاید! آنوقت این انسان قابل اعتماد است؟! این انسان انسانی است که باید برای او قوانین جدید آورد و دیگر [قوانین] 1400 سال پیش به درد او نمیخورد؟! این انسانی که مثل یک الاغ و حیوان و جداً مثل حیوانی که اصلاً شعور ندارد و هیچ ذی شعوری را در مقابل خودش احساس نمیکند و اینطور رفتار میکند؛ آن وقت این همان انسانی است که مغزش باز شده است، نورانیت و تَنَوّر فکر پیدا کرده و روشن فکر شده و بصیرت پیدا کرده است! این آدمهایی که دست به این مسائل میزنند از کرۀ ماه نیامدند در همین زمین بودند، از همین پدر و مادر متولد شدند، در بین خودمان هستند، از کرۀ ماه نیاوردنشان! قضیّه چه شد؟! مسئله چیست؟! مسئله این است که وقتی معرفت و فهم نباشد بین انسان و بین حیوان تفاوتی نمیکند! چه تفاوتی میکند؟! بین هر دو چه فرقی میکند؟!
