اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

15٬739

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کرده‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداخته‌اند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت می‌دانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت می‌پردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات می‌دهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان می‌کنند.

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

توضیحات:

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کرده‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداخته‌اند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت می‌دانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت می‌پردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات می‌دهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

14
  • «اگر خلافت حق او است، تو غلط می‌کنی در اینجا مال خلافت را می‌گیری، اگر خلافت حق او نیست، به دو قرص نان هم خریدن زیاد است.»

  • دوتا قرص نان را بردار بخور شکم تو سیر شود. اگر حق تو است، تو حق نداری خلافت را به دیگری واگذار کنی و اگر حق تو نیست، خلافت را رها کن صاحبش بیاید خودش این خلافت را برمی‌دارد. اینجا دیگر کم آورد راه خود را کشید و رفت. بایست! چرا می‌روی، آبروی تو رفت؟! این‌طوری اویس آمد.1

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام در آنجا آمد که چه کند؛ این نیات شیطانی را پیاده بکند؟! نه! امیرالمؤمنین در جنگ صفین آمد که برود حکومت را بگیرد و در آنجا اقامۀ عدل کند و در آنجا نماز را بپا کند، فحشاء را از بین ببرد، حُرمت و حجاب را در آنجا بیاورد، صلاح را در آنجا بر جامعه حاکم کند، این کاری است که امیرالمؤمنین می‌کرد.

  • چرا امیرالمؤمنین این کار (بستن آب بر لشکر معاویه) را انجام نداد؟! مگر هدف ایشان این نبود؟! حالا که شما آمدید و فرات را گرفتید و بستید، [ما هم همان کار را می‌کنیم.] اگر کسی آنجا از امیرالمؤمنین سؤال می‌کرد: «مگر هدف ما این نیست؟! از این راه که زودتر به هدف می‌رسیم! چرا شما نمی‌آیید و آب را ببندید؟! ومی‌گویید: نه! شمشیر دست ما است، می‌جنگیم یا پیروز می‌شویم یا نه!» امیرالمؤمنین در جواب چه می‌فرماید؟! حضرت می‌فرماید: «من بنده خدا هستم یا بنده خودم هستم؟! من برای خدا کار می‌کنم یا نه؟! آن حکومت، آن عدالت، آن امنیت، آن صلاحی که با حقه و کلکِ جنگ بخواهد جلو برود، آن ارزش ندارد!»

  • یعنی بالاترین هدفی ممکن است ما در ذهن تصور کنیم، نزد امیرالمؤمنین به‌اندازه این کاغذی که دست من است، ارزش ندارد! چرا؟! چون آن هدف با کلک صورت پیدا می‌کند! آن هدف با حیله صورت خارجی پیدا می‌کند! و هدفی که با حیله باشد آن هدف در نفس امیرالمؤمنین دیگر ارزش خودش را از دست می‌دهد!

    1. رجوع شود به تذکرة الأولیاء، ص 18 ـ 21.
/