
شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات
نقش محوری امام زمان (علیه السلام) در تعیین مقدرات یکساله
تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و میفرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود میباشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شبزندهداران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازهگیری امور یکساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثالهای جذاب بیان میکنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیمگیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید میکنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.
شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات
توضیحات:
تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و میفرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود میباشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شبزندهداران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازهگیری امور یکساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثالهای جذاب بیان میکنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیمگیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید میکنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.
شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات
16او چرا اینطور شد؟! چرا باید اینطور بشود؟! اینها همهاش بهخاطر غفلت است. بعد حضرت میفرماید: «أُریدُ حَیاتَهُ و یُریدُ قَتلی»؛ من زندگی او را میخواهم و امّا او بهدنبال کشتن من است!» اینها حرکت میکنند و میروند. حضرت او را صدا میزند و میگوید: «دوباره بیا!» میآید. حضرت میفرمایند: «با من بیعت کن!» بیعت میکند و میرود. دوباره حضرت صدا میکنند. شکّ میکند, میگوید: «یا علی, چرا با من اینطور میکنی؟!» حضرت میفرماید: «عنقریب خواهی دید که تو چه مصیبتی بر عالم به وجود خواهی آورد.»1
وصیتهای امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر شهادت
امام حسن علیه السّلام میفرماید:
وقتی که ابنملجم پدرم را ضربت زد, حال پدرم وخیم شد. ساعات آخر حیات پدرم بود. حالش سنگین شد. همۀ ما را جمع کرد و آن حضرت وصیّتی کرد ـ که در نهج البلاغه موجود است2 ـ آنگاه به من خطاب کرد و فرمود: «یا حسن, وقتی که جان از بدنم مفارقت کرد, مرا غسل بده و حنوط کن با همان حنوطی که جدّت رسول خدا را حنوط کردیم و جبرئیل آن حنوط را از بهشت برای پیغمبر آورده بود. و مرا در کفن بگذار و جنازۀ مرا بردار. جلوی جنازه را جبرائیل و میکائیل برمیدارند، شما عقب جنازه را بردارید و حرکت کنید و هرجا جنازه به زمین فرود آمد, شما هم در آنجا به زمین بگذارید. آنجا را حفر کنید. به لحدی برخورد میکنید, لحدی آماده, لحدی که پدرم حضرت نوح هفتصد سال قبل از طوفان برای من این قبر را کنده بود و این لحد را آماده کرده بود. بعد نگاه کنید و مرا در لحد بگذارید و خشتها را در کنار هم قرار دهید. آنگاه یک خشت را بردارید و مرا نخواهید دید. من به جدّت و به برادرم رسول خدا ملحق شدهام. خداوند متعال قسم یاد نموده است که هر نبیّای در هر نقطهای از عالم که باشد, روح و بدنِ وصیّ او را بعد از وفات، در هر نقطهای که هست به او ملحق و با او جمع میکند. و آنگاه پس از مدّتی دوباره آنها را به جای خود برمیگرداند.»3
- بحارالأنوار، ج42، ص259؛ الإرشاد، ج1، ص12.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص421.
- بحارالأنوار، ج42، ص290 ـ 293؛. مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج2، ص349.
