اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

نقش محوری امام زمان (علیه السلام) در تعیین مقدرات یک‌ساله

17٬341

تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیة‌اللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و می‌فرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود می‌باشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شب‌زنده‌داران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازه‌گیری امور یک‌ساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثال‌های جذاب بیان می‌کنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیم‌گیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید می‌کنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

توضیحات:

تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیة‌اللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و می‌فرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود می‌باشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شب‌زنده‌داران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازه‌گیری امور یک‌ساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثال‌های جذاب بیان می‌کنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیم‌گیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید می‌کنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

14
  • این شخص مریض می‌شود. او را به بیمارستان می‌برند و بستری می‌کنند. زن و فرزندان او دور و بَرِ او هستند؛ یک‌مرتبه مشاهده می‌کنند حال او وخیم می‌شود. مطالبی را که عرض می‌کنم, این مطالب را خود ایشان در نوار ضبط کرده و برای مرحوم آقا فرستاده بود. می‌گوید:

  • دیدم زن و بچّۀ من اینجا نسبت به حال من نگران‌اند. دکتر آمده و دیگر قطع امید کرده و به آنها می‌گوید: «دیگر کاری از دست من برنمی‌آید.» در یک لحظه احساس کردم من دیگر به این بدن تعلّق ندارم. حرکت کردم, سقف بیمارستان کنار رفت و من از سقف گذشتم و پرواز کردم. صدای ناله و گریۀ زن و بچّۀ من از اطاق بلند شد. پرستارها آمدند, دکترها آمدند و گفتند: «دیگر کار تمام است!»

  • همین‌طور مرا عبور دادند، عبور دادند [تا] به آسمان اوّل رسیدم؛ در آنجا ملائکه را دیدم و از من استقبال کردند. [بعد] به آسمان دوّم رسیدم و همین‌طور [مرا عبور دادند] تا رسیدم به آسمان چهارم یا پنجم (نمی‌دانم). دیدم ائمّه علیه السّلام همه حضور دارند؛ پیغمبر اکرم حضور دارد، ائمّه حضور دارند، حضرت فاطمۀ زهرا ـ سلام الله علیها ـ حضور دارد. من آمدم در کنار آنها نشستم. پیغمبر مرا در آغوش گرفتند: «فرزندم خوش آمدی!» همه احترام کردند، همه مرا بوسیدند.

  • من از این حالتی که پیدا شد چنان به وجد آمده بودم که اصلاً سر از پا نمی‌شناختم! [با خود می‌گفتم:] خدایا من بیمارستان بودم! اینجا کجاست؟! ما در کجا بودیم و حالا در کجا هستیم؟! در این موقع ملائکه آمدند و یک نامه را به‌دست پیغمبر اکرم دادند و گفتند: «این نامه را شما باید امضا کنید. این نامه، نامۀ خروج اوست.» (این نامۀ جواز خروج او از این عالم به آن عالم بوده.) پیغمبر نامه را امضا می‌کنند و به‌دست امیرالمؤمنین می‌دهند؛ [ایشان هم] امضا می‌کنند و به‌دست تمام ائمّه علیه السّلام نامه را می‌دهند امضا می‌کنند. خودم نمی‌خواستم بیایم و دوباره برگردم! تا [نامه] به‌دست امام زمان علیه السّلام می‌رسد و همین‌که حضرت یک نگاهی به نامه می‌کنند می‌فرمایند: «من این نامه را امضا نمی‌کنم.» چرا امضا نمی‌کنی؟ رو می‌کنند به پیغمبر و عرضه می‌دارند: «الآن عیال او برای شفای او متوسّل به ما شده؛ من نمی‌توانم حاجت او را رد کنم!» آن نامه را برمی‌گردانند و می‌دهند به‌دست ملائکه و آن ملائکه دوباره مرا پایین می‌آورند.

/