
تفسیر آیۀ ﴿أَن طَهِّرَا بَيتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَٱلعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ﴾
عید قربان – 1422 هـ.ق
تفسیر آیۀ ﴿أَن طَهِّرَا بَيتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَٱلعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ﴾
5در ذات پروردگار، صفای محض است؛ اخلاصِ محض است؛ رحمتِ محض است؛ بیرنگی و بیتعیّنیِ محض است! این میشود حقیقت توحید! اما وقتی که ما در این عالم میآییم، کمکم از آن مرتبۀ توحید به عالم تعلّقات و عالم کثرات توجه پیدا میکنیم!
بچهها را دیدهاید که وقتی به دنیا میآیند چه روح لطیفی دارند؟! آنها تعلّق ندارند و همه را مانند خود میپندارند و چیزی را برای خود برنمیدارند! نگرش آنها نسبت به مسائل دنیا یک نگرش باز است و محدود نیست! خوبی را فقط برای خود نمیخواهند و نسبت به همه محبت دارند! در این تعلّقات دنیا که ما در آنها گرفتاریم، آنها گرفتار نیستند! یک بچۀ ثروتمند با یک بچۀ شخص فقیر و مستضعف از نقطهنظر برخورد یکسان است و هیچ تفاوتی نمیکند؛ چون این مسائل در آن مرتبۀ توحید راه ندارند! یک بچۀ عالم با یک بچۀ جاهل از نقطهنظر برخورد تفاوتی ندارد! تعیّنات و کثراتی که ما را در این دنیا محصور و محدود کرده است، در عالم طفولیت نیست؛ زیرا بچه وقتی که از آن عالم به این عالم تنازل میکند، با همان حقیقت توحیدِ بالصّرافه و خلوصِ محض و صفا در این دنیا میآید، و لازمۀ آن خلوص و آن صفا، عدم گرایش و عدم تمرکز روی تعلّقاتی است که ما بدانها مبتلا هستیم!
تفاوت عالم توحید با عالم اعتبارات
ماییم که نظام زندگی خود را نه براساس حقایق، بلکه براساس اعتبارات بنا نهادهایم! ماییم که بنای زندگی خود را براساس حواشی و اموری خارج از حقیقت لا إله إلّا اللَه پی ریزی میکنیم و ارتباطات خود را براساس جوانب قرار میدهیم! ماییم که رفت و آمد را براساس مسائلی خارج از حیطۀ وجودی خود قرار میدهیم! اعتباراتی از قبیل: «چون من یکهمچنین سِمتی را دارم، تو باید به من احترام بگذاری! چون من یکهمچنین موقعیتی را دارم، تو باید به من توجه کنی! چون من در یکهمچنین وضعیتی قرار دارم، تو باید به منزل من بیایی! چون ثروت من از تو بیشتر است، تو باید مرا مورد عنایت قرار بدهی!»
