اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾

عید قربان سال 1421 هـ.ق

14739
جلسات
نسخه عربی

شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾

9
  •  پس افراد دارای مراتب مختلف و حالات گوناگون هستند. همین‌طور خود این افرادی که در راه راست و مسیر صدق قدم برمی‌دارند، هم از نقطه‌نظر اهتمام نسبت به مطلب و هم از نقطه‌نظر اهمیت دادن به مسئله، دارای حالات مختلف و جدّیت‌ها و عزم‌های متفاوتی هستند. بعضی‌ها از همین دسته، نسبت به مسائل و نسبت به دین، به دید بسیط نگاه می‌کنند و دینی را می‌پسندند که فقط در اعضا و جوارح آنها متمرکز است و دیگر فکرشان به بیشتر از این ترقّی ندارد یا خودشان نمی‌خواهند آن را ترقّی بدهند. خدایی را پذیرفته‌اند که فقط در محدودۀ یک فکر بسیط و عامیانه است و دیگر نسبت به خصوصیات و معارف الهی توجهی نمی‌کنند. آن دین، چه دینی است؟ آن دین، دین عجائز است! نظامی می‌گوید:

  • از آن چرخه که گرداند زن پیر***قیاس چرخِ گردنده همان گیر1و2
  •  همین‌که انسان به صانع و به پروردگار اعتقاد پیدا کند، این دیگر برای او کفایت پیدا می‌کند و خود را نسبت به این مرتبه دلخوش و متوقف می‌کند. همین‌قدر تصور اینکه خدایی داریم، او را اشباع می‌کند و دیگر به سایر مسائل می‌پردازد و به مسائل دنیا رجوع می‌کند و نمی‌آید این مسئله را پیگیری کند. به‌صِرف اینکه خدایی داریم و او ما را آفریده و مَعادی هست، مطلب را تمام‌شده می‌پندارد. اینها هم یک دسته هستند، اما چه کسانی هستند؟ اینها عجائز هستند!

  • اشعاری در تبیین معنای عبارت «عَلَیکُم بِدینِ العَجائِز»

  •  شاید مقصود امیرالمؤمنین علیه السلام از عَلَیکُم بِدینِ العَجائِز3 در قضیۀ آن پیرزن،4 این است که حداقل دینی که شما باید داشته باشید، دین این پیرزن است! یعنی در همین مرتبه‌ای که الآن این پیرزن متمرکز و ثابت است و با یقین در آن متوقف است، شما هم به همین‌اندازه در اعتقادتان ثابت باشید! اما آیا واقعاً امیرالمؤمنین علیه السلام ما را دعوت به همین مقدار می‌کند؟!

  • از آن چرخه که گرداند زن پیر***قیاس چرخ گردنده همان گیر
  •  آیا معنای آن همین است؟ آیا آنچه راجع به سلمان و اصحاب خاصّ رسول خدا و امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام آمده، همین‌مقدار از دین است؟! آیا این معارفی که از ائمه علیهم السلام آمده، برای همین عوام و برای همین عجائز است؟! آیا آن اسراری که ائمه علیهم السلام کسی را قابل برای القای آن اسرار نمی‌دیدند و فقط بعضی از اصحاب خود را برای القاء آن اسرار اختیار و اصطفاء می‌کردند، همین دین است یا مسئله متفاوت است؟! پس این معارفی که از ائمه علیهم السلام رسیده، برای چه کسی رسیده است؟!

    1. خ.ل: از آن گیر.
    2. کلّیات حکیم نظامی گنجوی، ج ١، بخش ٢، ص ٨١.
    3. رجوع شود به اللَه شناسی، ج ١، ص ١٩٨، تعلیقه ٤.
    4. اللَه شناسی، ج ١، ص ١٦٢:
      «به آن پیرزن گفتند: ”خدا را از چه راه شناخته‌ای؟!“ گفت: ”از این چرخۀ ریسندگی‌ام! زیرا چون دست به‌سوی آن می‌برم و دستۀ آن را به گردش درمی‌آورم، آن حرکت می‌کند و نخ‌ها را می‌ریسد و مبدّل به ریسمان می‌نماید؛ و چون دست برمی‌دارم، آن می‌ایستد و متوقّف می‌گردد، پشم‌ها و پنبه‌ها به حال خود باقی می‌ماند، دیگر نه رشته‌ای رشته می‌شود و نه ریسمانی تهیه می‌گردد!
      از آنجا دانستم که این افلاک و ستارگان ثابت و سیّار و این خورشید و ماه و این زمین و این دستگاه آفرینش، آفریننده‌ای دارد که اگر وقتی بخواهد توقّف کند، تمام جهان هستی به دیار عدم می‌روند؛ و چون در هر لحظه بدان، نیرو از جانب صاحب نیرو می‌رسد، لهذا برقرار و بر دوام می‌باشند.“ از اینجا است که گفته‌اند: وَ عَلَیْکُمْ بِدینِ الْعَجائِز؛ ”بر شما باد به دین پیرزنان!“»