
شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾
عید قربان سال 1421 هـ.ق
شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾
17یعنی او همۀ مطالب را گفت و هر گونه زمینۀ مناسبی را برای مردم بهوجود آورد، ولکن فهمها متفاوت است و ایادی شیطان بسیار است و نفوس و اهواء انفسیه در اینجا محلّ جولان است و نقش بازی میکنند و مردم را به راههای متفاوت میبرند.
حافظ میفرماید:
تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرون *** کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی *** غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد یعنی تو که از سرای طبیعت و تعلقات به ماده بیرون نمیروی، کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد؟!
اینها برای چیست؟ اینها برای غبارهایی است که ما آنها را بهوجود آوردهایم، اینها برای ظلماتی است که آن را بر خود هموار کردهایم، و وقتی که ظلمت و کدورات و تعلّقات بیاید، طبعاً نور خارج میشود و عالم ارواح و عالم انوار رخت برمیبندد. عالم انوار در جای خود محفوظ است، عالم قدس و عالم وصول و حریم امن الهی در جای خودش هست و نیازی به دعوت [به سمت آن] نیست؛ ما فقط تعلّق را از بین ببریم، در همان لحظه ببینیم که احساس سبکی میکنیم یا نمیکنیم؟! ما فقط فکر خود را از دنیا برگیریم، آنوقت ببینیم که خدا در آنجا حضور دارد یا حضور ندارد؟! این یک مسئله است.
اما [حضرت حافظ] در ادامه یک شعر دیگر هم دارد که برای مخلَصین است؛ همانهایی که اهل حساب و کتاب هستند! میفرماید:
ولی تو تا لب معشوق و جام مِی خواهی *** طمع مدار که کار دگر توانی کرد1 یعنی تا زمانی که تو بهدنبال رسیدن به نعمات الهی و فیوضات آن عالم و مکاشفات روحانی و صور معنوی و أعلیٰ علیّین و حور و غلمان هستی و مصاحبت با آنها را مدّنظر داری، این مسئله تو را از یاد آن هدف هم صارف است.
خیلی عالی میگوید! میگوید اگر میخواهی به آن نقطه و به آن قلّه برسی، حتی پایینترها را هم زمین بگذار! یعنی دنیا که هیچ، دنیا که ظلمت است؛ حتی از رسیدن به آن نعمات الهی در مظاهر جمال و در نزول اسماء جمالیه در عوالم ملکوت و جبروت و مثال هم باید بگذری!
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٤٣.
