
شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾
عید قربان سال 1421 هـ.ق
شرح آیه ﴿أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور﴾
15نتیجۀ این کنارهگیری این است که بعد از امیرالمؤمنین با دریوزگی به دربار معاویه میرود و معاویه او را محکوم میکند و میگوید: «ای سعد، از امیرالمؤمنین چه میگویی؟ باید بروی بالای منبر و علی را سبّ کنی!» سعد میگوید: «من چهار چیز از رسول خدا شنیدهام که اگر یکی از آنها راجع به من بود، از ثروت تمام زمین برای من مهمتر بود!» و شروع میکند آن چهار چیز را برای معاویه نقل میکند. بعد معاویه میگوید: «ای سعد، تو که اینها را از پیغمبر شنیدهای، چرا علی را کنار گذاشتی؟!» سعد هم به دروغ و فقط برای محاجّه گفت: «من که نشنیدم! من فقط دیدم فتنهها و مسائل و مشکلات از هر طرف دارند هجوم میآورند، لذا خود را کنار کشیدم تا از درگیری مسلمین به دور باشم و دست من به خون آنها آغشته نشود!» معاویه که آدم خیلی باهوشی بود گفت: «اینهایی را که تو برای علی نقل میکنی، مُبرّر ذمۀ تو نیست! تو این مسائل را از علی نقل میکنی، اما خود را از او کنار میکشی و برای من دلیل میآوری!»1
خیلی باید دقت کنیم؛ چون این مسئله برای تکتک ما است! مرحوم آقا در این زمینه کلام عجیب و مهمّی دارند. ایشان میفرمایند:
ای سعد، تو خود را از علی کنار میکشی و علی را در این زمینه تنها میگذاری! آیا تو از اصحاب مهمّ رسول خدا بودی یا نبودی؟! آیا تو بهعنوان رئیس گروه تیراندازان در جنگ بودی یا نبودی؟!2 آیا همه تو را بهعنوان یکی از افراد شجاع و صدر اول اسلام میشناختند یا نمیشناختند؟! پس تو با این موقعیت و با این شخصیت و شأنیتی که میتوانستی نفوذ بسیاری در افراد داشته باشی و مردم روی شخصیت تو حساب باز کرده بودند، به چه دلیل علی را تنها گذاشتی؟! اگر تو در جنگ صفین یا در جنگ جمل و امثالذلک همراه با علی بودی، آیا اویس و عمار کشته میشدند؟! آیا اینهمه خون از مسلمانها میریخت؟! پس تو با سکوت و با کنار رفتن خود، زمینه را برای نفوذ شیطان در افراد غافل و جاهل مهیّا کردی!3
- رجوع شود به مروج الذهب، ج ٣، ص ١٤ و ١٥؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ١٧١؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر، ج ٨، ص ٧٧.
- رجوع شود به الإستیعاب، ج ٢، ص ٦٠٧.
- رجوع شود به مبانی تشیّع، ص ١٤٢ و ١٤٣.
