
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
8پیغمبر که میگوید: قو لوا لا إله إلّا الله الآن یک میلیارد مسلمان در دنیا میگویند: «لا إله إلّا الله»! [آیا] همۀ آنها رستگارند؟! کدامشان رستگار است؟ شما بروید با یکی از این اهلتسنّن صحبت کنید، تا میرسد سر این مطلب [میگوید:] «نه، نه! از اینجا حرف نزن»، پس لا إله إلّا الله چه شد؟!
اعتراف به لا اله الاّ الله یعنی کنار گذاشتن خودیت خود
وقتیکه میگویی: «لا إله الا اللَه» یعنی اینکه دیگر خودت را کنار بگذار. لا مؤثّر فی الوجود الّا اللَه، لا هویة فی الوجود الّا هذه الهویّة، لا إنیّة فی الوجود الّا هذه الإنیّة، لا تشخّص فی الوجود الّا هذا التشخّص، لا موجود فی العالم الّا هذا الموجود، لا معبود فی العالم الّا هذا المعبود، لا مُطاع فی العالم الّا هذا المطاع؛ باید تمام اینها برای انسان با گفتن لا إله الا اللَه حاصل شود؛ نه معبودی در عالَم است، نه مُطاعی در عالم است، نه مُنقادی در عالم است، نه آمری در عالم است، نه ناهی در عالم است [و] نه هیچ مصلحتی برای خواست او در عالم است؛ هیچ چیزی نیست، فقط اوست.
اعتراف به لا إله إلّا الله یعنی رهایی از قیود و بدبختیها
عرفا میگویند: «آقا، قضیّه این است؛ چرا این لا إله الّا اللَه را نمیگویی؟! چرا خودت را تا آخر عمر در این بدبختی نگه میداری؟! چرا هزار تا بدبختی و ضیق و گرفتاری و مرض اعصاب و تشتّت و اضطراب [را] به خودت میخری؟! خب یک لا إله الّا اللَه بگو خلاص شو، راحت شو! یک لا إله الّا اللَه بگو از هر بند بهدرآی [و] از هر گیر رها شو. بگو: «لا إله الّا اللَه» بگو: «فقط اوست»؛ وقتیکه بگویی: «فقط اوست»، دیگر هیچ چیز برای تو نمیماند که دست و پایت را بگیرد؛ دیگر برای تو هیچ مسئلۀ غامضی نمیماند.
لزوم استقامت در مسیر توحید و هدایت
وقتی میگویی لا إله إلّا الله میگویند: «آقا پدرت با این قضیّه ناراضی است!» [میگویی:] «ما [دیگر] گفتیم لا إله الّا اللَه؛ إنشاءالله خدا توفیقش بدهد.» [میگویند:] «اگر این مطلب را قبول کنی، عیالت از تو میرنجد و با تو سرِناسازگاری [میگذارد!» میگویی:] «ما [دیگر] گفتیم لا إله الّا اللَه؛ إنشاءالله آنها هم به یک کیفیتی راضی میشوند.» [میگویند:] «اگر شما این مطلب را بگویی، به شریکت برمیخورد و موجب میشود ناراحتی پیدا شود!» [میگویی:] «ما که دیگر لا إله الّا اللَه را گفتیم؛ إنشاءالله خدا به آنها هم توفیق بدهد.» [میگویند:] اگر شما این مطلب را بگویی، همسایه آنطور میکند [یا] قوم و خویش آنطور میکند [و] با شما سرناسازگاری برمیدارند!»
