اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

و گرایش به حقایق و اصالت‌های الهی

14٬562

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

6
  • عدم قبول حقّ، ناشی از برخی امور نفسانی با ظاهری دینی است

  •  ﴿أَجَعَلۡتُمۡ سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ وَعِمَارَةَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ كَمَنۡ ءَامَنَ بِٱللَهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾1 آنجا [در مکه] یکی سقا شده بود؛ [بالأخره] سقایت حجّاج و آب رساندن به حجاج هم مرتبه‌ای بوده که هر کسی نمی‌توانسته این کار را بکند؛ مثل اینکه الآن در هیئت‌ها هست دیگر، آن کسی‌که می‌خواند، یک نفر است؛ اگر یکی دیگر بیاید بخواند، خون به پا می‌شود! یا یک‌دفعه وسط هیئت یکی یک جیغ می‌کشد که سقف می‌خواهد بیاید پایین! حالا اگر آن داد را یکی دیگر بزند، اصلاً دو فامیل به هم می‌ریزد! [که] چرا این آمده [و] در آن صدا دخالت کرده؟! این را من باید بگویم یا فلانی چرا تو گفتی؟! [اینها، تماماً] بازی است دیگر؛ بازی، بازی است [فرق نمی‌کند]؛ آن بازی با امام حسین و حضرت ابوالفضل است، آن [یکی] هم به اسم مشرک و به اسم کافر و اینها.

  • [لذا در آن زمان هم مسئله به همین شکل بوده؛] کسی‌که به حجّاج آب می‌رساند باید مثلاً عباس باشد که این افتخار را داشته باشد که با افراد و نوکر و عمله نَکره و دارودسته‌اش، اینها افرادی باشند که سقایت حجّاج و افراد را به عهده بگیرند؛ اگر کسی دیگر بیاید یک لیوان آب تعارف کند، انگار آسمان به زمین آمده! از این بازی‌ها همیشه بوده، الآن هم هست و بعداً هم خواهد بود!

  • آن یکی کلیددار کعبه است؛ کسی‌که کلیددار کعبه است این کلید نباید دست کسی دیگر باشد! اگر کسی دیگر بیاید [و] در کعبه را باز کند انگار کعبه از صفحۀ زمین محو شده؛ دیگر ریز شده، خُرد شده [و] به زمین ریخته؛ آبرویی دیگر نمانده! آن یکی [مسئول] رعایت امور مسجدالحرام است، آن یکی ...؛ همین‌طور برای خودشان تقسیم می‌کردند دیگر! چند نفری می‌نشستند آقا این کار را تو بکن، آن کار را تو بکن؛ [لذا با این تقسیم وظایف، دیگر] در این مسائل مهم با همدیگر دعوا نمی‌کنیم! حالا به‌حسب ظاهر [و] به‌خاطر اینکه مردم هم مشغول باشند، در [طول] روز می‌آییم، من یک چیزی به تو می‌گویم، تو هم یک چیزی به من بگو که این‌طوری سر مردم را هم گرم می‌کنیم؛ ولی در باطن، همۀ اموال حجّاج را می‌چاپیم! این کار آنها بود.

    1. . سورۀ توبه (9) آیه 19.
      ترجمه: [آیا رتبه سقایت و آب دادن به حاجیان و تعمیر کردن مسجدالحرام را با (مقام) آن کس که به خدا و به روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده یکسان شمرید؟ هرگز آنان نزد خدا یکسان نخواهند بود، و خدا ظالمان را هدایت نخواهد کرد.]
/ 380