
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
5دو موضع گیری متضاد در برابر آیات الهی
خب اینها دیدند پیغمبر این مطالب را میگوید؛ بعضیها در قبال این مطالب موضع گرفتند [و] راجع به این مسئله دو جور موضعگیری [انجام] شد؛ پیامبر این آیات را برای همه خواند، هم برای بلال خواند، هم برای ابوجهل و ابوسفیان خواند؛ هم برای یاسر و عمّار و سمیه خواند، هم برای هند و شیبه و عُتبه خواند؛ برای هر دو [گروه] خواند، هر دو هم شنیدند و یکی هم بیشتر از آن یکی نشنید، نه! پیغمبر میخواند و همه نشسته بودند و همه هم [مطالب] را میشنیدند.
موضع گیری گروه اول: قبول و تبعیّت
[اما در] اینجا افرادیکه در قبال این آیات قرار گرفتند، دو قسمت میشوند: یک قسمت [از این افراد]، صاف آیات را میگیرند؛ میبینند حق است، [دیگر] تمام شد، حق تمام شد. وقتی که یک مطلب، مطلب حق است ﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾1 تمام شد؛ [لذا] میگیرند و به دنبال میروند و تبعیّت میکنند و به حرف مردم گوش نمیدهند: ﴿وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَهِ﴾2 مسئله را میگیرند و درک میکنند و به آن عمل میکنند و جلو میروند؛ چه کسی؟ عمّار، زید، زید بن حارثه، یاسر، بلال حبشی، جعفر طیّار، حمزه عموی پیغمبر، چه از اقوام پیغمبر [و] چه غیر از اقوام و فامیلهای [ایشان].
موضع گیری گروه دوم: عناد، انکار و مخالفت
قسمت دوم، آنهایی هستند که میگویند: «عجب! چطور شد [که] این [شخص] دارد این حرفها را به ما میزند؟! مگر ما خودمان عقل نداریم؟! مگر ما خودمان زبان نداریم؟! حالا این باید بیاید این حرفها را به ما بزند؟! اینکه این حرفها را به ما میزند، یعنی چه؟ یعنی ما بلند بشویم [و] برویم پی کارمان دیگر! تابهحال پنجاه سال، شصت سال زحمت کشیدیم [و] میان مردم آبرو کسب کردیم، برای خودمان شخصی شدیم، همه ما را فلانُ الدوله میگویند، امینالتجّار میگویند، حکیمالحکما میگویند، فلانُ الفلاسفه میگویند! حالا یکمرتبه [این شخص آمده و میگوید:] آقا برو کنار!»
- . سورۀ یونس (10) آیۀ 32.
- . سورۀ انعام (6) آیۀ 116.
ترجمه: حیات جاوید، ص 76: «اگر از اکثر افراد موجود در کره زمین بخواهی پیروی کنی، تو را از راه و مسیر استوار بهسوی پروردگارت باز میدارند و منحرف میگردانند.»
