اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

و گرایش به حقایق و اصالت‌های الهی

14٬562

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

3
  • [حال] نور خدا چیست؟ نور خدا نور معرفت است، نور توحید است، نور عرفان است، نور مرحوم قاضی‌هاست، نور مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی‌هاست، نور علامه طباطبایی‌هاست.

  • جایگزین‌های شیطانی نور خدا

  • می‌خواهند درِ این مکتب را ببندند، نور خدا را خاموش کنند [و] می‌خواهند به جای آن هوا و هوس و بیا و برو و داد و بیداد و نشر اکاذیب و پُر کردن مسائل منحرفه و حرکت دادن به این‌سمت و به آن‌سمت را بیاورند [و] وارد بازار کنند! متاع بازار آنها، جنجال و تهمت زدن و انگ بستن و این مطالب هست؛ از اوّل همین‌طور بوده؛ حالا ما به انبیا و پیغمبران گذشته کار نداریم؛ از آن اوّل که پیغمبر [اکرم] آمد، گفتند: ﴿إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ﴾ ﴿وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ * وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾1 از [همان] اول گفتند که: این [پیغمبر] مجنون است، از اول گفتند: ﴿سَٰحِرٞ كَذَّابٌ﴾2 انّه لساحرٌ کذّابٌ، سحر کرده [است]!

  • اتهام به ساحری برای مقابله با انوار دعوت انبیاء علیهم السلام

  • جواب مقابلۀ با تأثیر آیات قرآن را به سِحر تعبیر می‌کنند؛ [چون] نمی‌توانند مقابله کنند، می‌گویند: «سِحر کرده، سِحر می‌کند.» نمی‌توانند با این نفوذ انوار ساطعۀ از آیات، که از زبان مصدر وحی بر اسماع مخاطبین القا می‌شد و چنان دگرگونی و تحول در وجود آنها پدید می‌آورد که شب را تا به صبح به تفکر و تأمل در مطالب آیات می‌پرداختند و صبح که می‌شد حالات [و] افکار آنها نسبت به این مطالب تغییر کرده بود، [به مقابله برخیزند، می‌گویند: «سِحر کرده است!»]

  • تأثیر عمیق کلمات قرآن و دعوت انبیا بر مردم زمان بعثت

  • [می‌گفتند:] این چه مطالبی است که گفته می‌شود؟ این چه آیاتی است که دیروز این پیغمبر بر ما خواند؟ این چه کلماتی است؟ ما که تابه‌حال این حرف‌ها را از قریش و مشرکین نشنیده بودیم! ما که تابه‌حال از بزرگانمان، از ابوسفیان‌ها [و] ابوجهل‌ها، مُغیرة‌بن‌شعبه‌ها، عُتبه و شیبه، عباس‌بن‌عبدالمطلب، از [هیچ‌کدام از] اینها این حرف‌ها را نشنیده بودیم! تابه‌حال از آنها عیاشی می‌شنیدیم، مسخره‌بازی می‌شنیدیم، استهزاء کردن این و آن را می‌شنیدم! در میان این قوم و در میان قریش که بودیم فقط مسخره کردن می‌شنیدیم؛ این او را مسخره کند، این به او انگ بزند، این به او تهمت بزند، این او را تعییر3 و تضعیف و تنقید کند! در مجالسی که با کفار و [قریش] بودیم، [دائماً] انگ زدن به این و آن بود! [هیچ‌گاه] حرف خدا نبود، حرف پیغمبر نبود، حرف امام نبود، حرف توحید نبود! شب‌ها تا به صبح، صحبت‌ها به غیبت و تهمت و برای این و آن بستن می‌گذشت؛ امروز یک پیغمبری آمده [و] دارد برای ما آیات قرآن می‌خواند؛ [حرف‌های او] یک [مطالب] دیگر است، یک تأثیر دیگری [دارد]، یک حال و هوای دیگری است!

    1. سورۀ قلم (68) آیۀ 51 و 52.
      ترجمه: امام شناسی، ج 7، ص 192: «و نزدیک بود که آنان که کافر شده‌اند ای پیغمبر تو را با چشم‌هایشان بزنند چون ذکر نازل از خدا را شنیدند، و می‌گفتند که: حقّا او دیوانه است. درحالی‌که وحی قرآنی جز یاد و تذکّری برای عالمیان چیزی نیست.»
    2. سورۀ ص (38) آیۀ 4: ﴿وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ﴾.
      ترجمه: الله شناسی، ج 2، ص 210: «و در شگفت آمده‌اند که به‌سوی ایشان بیاید بیم‌دهنده‌ای از خود ایشان! و مردم کافر گفتند: این مرد جادوگری است بسیار دروغ‌پرداز.»
    3. سرزنش کردن.
/ 380