
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
12ولی [نسبت] به افراد دیگر نه؛ [میگویند:] «باید اینطور باشد و شئونات ما این[طور] اقتضا میکند و شخصیّت ما به این نحو هست و اگر در مسجدِ فلان باشد شخصیت ما پایین میآید و ما خانوادۀ فلان هستیم و...!» این [قبیل] بازیها میآید و روح مجلس را خراب میکند [و از بین] میبرد.
واقعاً رفقا، از شما یک سؤال میکنم: [اگر] الآن شما خودتان بلند شوید [و] بروید در دوتا مجلس امام حسین علیهالسلام شرکت کنید؛ یک مجلس باشد [که] دور تا دور صندلی گذاشتند [و] همینطور روی صندلی نشستهاند، انگار چلاق هستند که روی زمین بنشینند! و بعد هم یکی میخواند و لنگش را انداخته روی آن لنگش و دارد بالا با این حرف میزند!
من همین دو سه ماه پیش در طهران، وارد مجلس یکی از ارحام نزدیک [که] به رحمت خدا رفته بود شدم؛ من نمیدانستم [و] خبر نداشتم و اصلاً اطّلاع نداشتم! یکدفعه وارد شدم دیدم عجب مجلسی! [با خود گفتم: مجلس] فاتحه است؟! این[که] سینما است، [مجلس] فاتحه کجا بود! همه نشستند روی صندلی و لِنگ [روی لنگ] انداختند، آن دارد قرآن میخواند، این دارد با این هِرهِر کِرکِر میخندد! [آن هم] چه کسی؟! علما، نه افراد عادی! انگار مرتیکه دارد کلیله و دمنه میخواند! [قاری] قرآن میخواند، قرآنی که بر پیغمبر نازل شده [را] میخواند! آقایان علما نشستهاند [و] دارند با همدیگر میگویند و هِرهِر کِرکِر میخندند! اینها که اینطور باشند دیگر وای به حال بقیّه! گفت که:
آن [قاری] هم نشسته دارد قرآنش را میخواند؛ دو خط قرآن میخواند، سه خط آقایان را وارد میکند! [میگوید:] «بله، سلامتی آقای فلان، ایشان لطف فرمودند، تشریف آوردند [و] مجلس ما را مزین فرمودند.» حتماً باید [اسمشان گفته شود؛] حالا اگر اسمشان را نبرند، دیگر دنیا به آخر میرسد! [این] اهانت به قرآن [است]، زمین زدن قرآن [است]؛ اصلاً انگار این مردم گیجاند، مستاند، بیهوشاند! نمیفهمند که این خواندن قرآن، آیۀ شریفۀ امر وجوبی دارد که [میفرماید:] ﴿وَإِذَا قُرِئَ ٱلۡقُرۡءَانُ فَٱسۡتَمِعُواْ لَهُۥ وَأَنصِتُواْ﴾1 «ساکت شوید، خفه شوید، گوش بدهید!»
- سوره أعراف (7) آیه 204.
ترجمه: نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 296: «و زمانی که قرآن خوانده شود، شما گوش دهید و خاموش شوید.»
- سوره أعراف (7) آیه 204.
