اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر

17٬368
جلسات

بیانی در نحوۀ تحقّق معجزات توسّط انبیا. هر پیغمبری خصوصیّات روحیِ خاصِّ خود را دارد. تجمیع تمام خصوصیّات و کمالات انبیا در پیغمبر اکرم. انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام. تَصَلُّب امیرالمؤمنین علیه السّلام در دین. هفت فضیلت از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سه مرتبه از مراتب پیغمبر که به امیرالمؤمنین علیه السّلام به ارث رسیده. فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السّلام. تکفین و تدفین جناب سلمان توسّط امیرالمؤمنین علیه السّلام. نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام به حکومت. توصیف امیرالمؤمنین علیه السّلام توسّط احمد حنبل .علی، زینت‌بخش تاریخ اسلام. مظلومیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در میان یاران خود. روضۀ حضرت

علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر

توضیحات:

بیانی در نحوۀ تحقّق معجزات توسّط انبیا. هر پیغمبری خصوصیّات روحیِ خاصِّ خود را دارد. تجمیع تمام خصوصیّات و کمالات انبیا در پیغمبر اکرم. انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام. تَصَلُّب امیرالمؤمنین علیه السّلام در دین. هفت فضیلت از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سه مرتبه از مراتب پیغمبر که به امیرالمؤمنین علیه السّلام به ارث رسیده. فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السّلام. تکفین و تدفین جناب سلمان توسّط امیرالمؤمنین علیه السّلام. نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام به حکومت. توصیف امیرالمؤمنین علیه السّلام توسّط احمد حنبل .علی، زینت‌بخش تاریخ اسلام. مظلومیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در میان یاران خود. روضۀ حضرت

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر

16
  •  حذیفۀ نخعی شمشیر از غلاف بیرون کشیده و جلو حرکت می‌کند، مردم را می‌شکافد، کوچه می‌دهد تا اینکه ابن‌ملجم را خدمت امیرالمؤمنین بیاورد. ابن‌ملجم که در میان این جمعیّت می‌آمد مردم او را لعن می‌کردند، سب می‌کردند، آب دهان بر صورتش می‌انداختند و می‌گفتند: «امام را کشتی! امیرالمؤمنین را کشتی! او چه گناهی کرده بود؟ امام متّقیان و امیرمؤمنان بود! به خدا قسم کار بزرگی کردی ای ابن‌ملجم!»

  •  او ساکت بود و هیچ نمی‌گفت تا اینکه حذیفه او را خدمت امام حسن آورد. امیرالمؤمنین علیه السّلام در وسط مسجد بیهوش است، حضرت امام حسن رو کرد به ابن‌ملجم:

  •  ای ابن‌ملجم! ای دشمن خدا! ای مورد لعن و طرد پروردگار! پدرم برای تو بد امامی بود؟ جزای تو را زیاد نکرد؟ چرا دست به این جنایت دراز کردی؟

  •  هیچ جواب نمی‌گفت.

  •  امیرالمؤمنین علیه السّلام به ‌هوش آمدند، حضرت امام حسن عرض کرد:

  •  پدر جان! دشمن تو را گرفته‌اند، بسته‌اند و آورده‌اند. دربارۀ او چه حکم می‌کنی؟

  •  امیرالمؤمنین با گوشۀ چشم نظری به ابن‌ملجم کردند، گفتند:

  •  ای ابن‌ملجم! به خدا قسم کار بزرگی انجام دادی و دست به کار عظیمی زدی. ‌آیا من برای تو بد امامی بودم؟ آیا دربارۀ تو احسانِ زیاد نکردم؟ تو را مقدّم نداشتم؟ مورد مرحمت قرار ندادم؟ این بود جزای من از امامت؟!

  •  و ابن‌ملجم هیچ جواب نمی‌داد.

  •  امام حسن عرض کرد:

  •  پدر جان! چه دستور می‌دهی در مورد این؟

  •  امیرالمؤمنین فرمود:

  •  ای فرزند من! ای حسن جان! با اسیر خود مدارا کن! نمی‌بینی چشم‌های او چگونه از ترس و اضطراب در حدقه می‌گردد و قلب او در اضطراب است؟!

  •  ای حسن جان! از غذایی که می‌خورید به او بدهید! از آب و آشامیدنی‌ای که می‌نوشید به او بدهید! او را گرسنه و تشنه نگذارید! حضرت امام حسن عرض کرد:

  •  پدر جان! این ملعون و شقی تو را کشته، دل ما را به درد آورده و تمام مؤمنین و مسلمین را مصیبت‌زده کرده؛ ولی تو دربارۀ او سفارش می‌کنی؟!

  •  حضرت فرمود:

  • ای حسن جان! مگر تو نمی‌دانی، آخر ما خاندان رحمتیم؟!1

    1. بحار الأنوار، ج ‌٤٢، ص ٢٨٢ ـ ٢٨٨، نقل به اختصار.
/ 260