علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان
12آنها جهات نقص خود را بهواسطۀ خلافت ترمیم میکردند؛ ولی علی جهات ناقص خلافت را بهواسطۀ وجود مبارک و مقدّس خود ترمیم کرد،1 علی احتیاج به تعریف ندارد. صدای علی در آسمانها بلند است، در عالم ملکوت بلند است، در عالم زمین بلند است، هر جای دنیا را که بروید و بگردید شعاع نور اوست که تابیده است.
زمخشری عالم بزرگ سنّیمذهب میگوید:
تعجّب میکنم از علیّ بن ابیطالب که در تمام دوران حیات و بعد از حیاتش، دو دسته از مسلمین کوشیدند که اسم او را از سر زبانها بیاندازند، یکی دوستانش و یکی دشمنانش؛ دشمنانش از روی حقد و کینه و بغض، و دوستانش از ترس و خوف که اگر زبانشان به ذکر علی گویا میشد جانشان در خطر بود. این دو دسته اسم علی را مخفی کردند، فضایل و محامد علی را همۀ طوائف مسلمین از دوست و دشمن مخفی کردند، در عین حال فضایل او خافِقَیْن را گرفته؛ یعنی شرق و غرب عالم را پر کرده است.2
علی، زینتبخش تاریخ اسلام
هر کتابی را که باز کنید از کتب شیعه و سنّی از صدر اسلام تا آن وقتی که پیغمبر از دار دنیا رفت، حتّی در زمان خلافت خلفای جور و در زمان حکومت ظاهری امیرالمؤمنین، هر نقطۀ درخشان و ستارۀ تابناکی که در تاریخ اسلام است برای امیرالمؤمنین است، هر علمی که تراوش کرده برای علی است، هر قضاوتِ به حقّی که بوده برای علی است، هر رأی صحیحی که بوده برای علی است، نهج البلاغه در دست است برای علی است، آن مجاهدات و زحماتی که در زمان حیات پیغمبر کشید همه برای علی است، اصلاً علی زینتبخش تاریخ اسلام، زینتبخش شریعت اسلام، و قوام نبوّت پیغمبر ما است؛ این را زمخشری میگوید. آنوقت چگونه این مرد بزرگ با تمام این فداکاریها و زحمات و لطمات، در اثر بغض و کینه و حبّ ریاستِ افرادی، باید مصائب و مشکلاتش از همۀ امّت بیشتر باشد؛ عیناً به موازات پیغمبر اکرم که فرمود: «هیچ پیغمبری را مثل من اذیّت نکردند!»؛3 هیچ امامی را هم مثل امیرالمؤمنین اذیّت نکردند، حتّی سیّدالشّهدا، حتّی حضرت امام حسن؛ چون اذیّت آنها در یک محدودۀ خاصّی بوده ولی اذیّتهای امیرالمؤمنین خیلی عجیب بوده است!4
- این قسمت توضیح ابنابیالحدید ـ در شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٥١ ـ است راجع به قول احمد:
«و هذا الکلامُ دالٌّ بِفَحواه و مفهومِه علیٰ أنّ غیرَه ازدادَ بالخلافة و تَمَّمَت نقصَه، و أنَّ علیًا علیه السّلام لم یکن فیه نقصٌ یَحتاجُ إلیٰ أن یُتَمَّمَ بالخلافة، و کانت الخلافةُ ذاتَ نقصٍ فی نفسها فتَمَّ نقصُها بولایته إیّاها.» - این سخن نحوی معروف، خلیل بن احمد است. (محقّق)
نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٩٤:
«مامقانی گوید: چقدر خوب خلیل عَروضیّ نحویّ، این مطلب را بیان کرده است؛ چون از او پرسیدند: ”ما تقولُ فی علیِّ بنِ أبیطالبٍ علیه السّلام؟! تو دربارۀ علیّ بن ابیطالب چه میگویی؟!“ در پاسخ بدین عبارت گویا شد: ”ما أقولُ فی حَقِّ امْرِیٍ کَتَمَت مَناقِبَهُ أولِیاؤُهُ خَوفًا، و أعداؤُهُ حَسَدًا؛ ثُمَّ ظَهَرَ مِن بَینِ الکَتمَینِ ما مَلَأَ الخافِقَینِ؟! من چه بگویم دربارۀ مردی که دوستانش مناقبش را پنهان داشتند از ترس دشمنان، و دشمنانش پنهان داشتند از حسد و عداوت؛ و معذلک در ما بین این دو گونه پنهانی، مناقب او مشرق تا مغرب عالم را پر کرده است؟!“»*
البتّه این قول به شافعی هم نسبت داده شده است. **
* تنقیح المقال (طبع رحلی)، ج ٢، ص ٢٦٤.
** مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین علیه السّلام، ص ١٧١. (محقّق) - رجوع شود شود به ص ٥٤.
- المناقب، خوارزمی، ص ٣٠٣؛ حلیة الأولیاء، ج ١، ص ٦٦؛ امام شناسی، ج ١١، ص ٢٨٥:
«و قد دَعَوتُ له فَقُلتُ: ”اللهُمَّ اجْلُ قَلبَهُ و اجْعَل رَبیعَهُ الإیمانَ بِک!“
قالَ: ”قَد فَعَلتُ ذَلِک؛ غَیرَ أنّی مُختَصُّهُ بِشَیءٍ مِنَ البَلاءِ لَم أختَصَّ بِهِ أحَدًا مِن أولیائی.“
”پیغمبر میگوید: من برای علی دعا کردم و گفتم: بار پروردگارا! دل او را روشن کن، و بهار و ربیع و طراوت او را ایمان به خودت قرار ده!
خداوند گفت: من این را دربارۀ علی کردم؛ ولیکن من او را به گونهای از بلایا و فتن و امتحانات خود مبتلا میکنم که اختصاص به او دارد و هیچیک از اولیای خودم را بدینگونه از بلایا اختصاص ندادهام!“»
- این قسمت توضیح ابنابیالحدید ـ در شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٥١ ـ است راجع به قول احمد:

