علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان
11نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام به حکومت
امیرالمؤمنین علیه السّلام از شهر انبار عبور میفرمود، در خیمۀ خود پیاده شد. بزرگان از اهل انبار، رؤسا و شیوخ برای دیدن حضرت آمدند و همه بیرون از خیمه منتظرند که یا آقا به آنها اجازۀ ورود بدهند یا اینکه خودشان بیایند بیرون و آنها آقا را ملاقات کنند. امیرالمؤمنین علیه السّلام هم در خیمه همینطور نشسته و مشغول پینهزدن به کفش خود است! مدّتی طول کشید تا بالأخره ابنعبّاس آمد و گفت:
یا علی! برای چه نشستهای؟! قسم به خدا اگر بر خیزی و کار ما را اصلاح کنی برای تو بهتر است از پینهزدن این کفش، برخیز ببین بزرگان همه آمدهاند و انتظار مقدم مبارک تو را دارند!
امیرالمؤمنین به کلام پسرعمویش ابنعبّاس هیچ توجّه نکرد، کفش خود را وصله کرد. وقتی تمام شد این لنگه را گذاشت پهلوی آن لنگۀ دیگر و فرمود:
ای ابنعبّاس! این یک جفت کفش چهقدر قیمت دارد؟
ابنعبّاس عرض کرد:
دِرهَمٌ أو أقلّ؛ یک درهم یا کمتر، یک تومان یا کمتر!
حضرت فرمود:
به خدا قسم این خلافت و حکومتی که شما مرا به آن دعوت میکنید در نزد من از قیمت این یک جفت نعل پاره کمتر است؛ مگر اینکه قیام به حق کنم و داد را از ظالم بگیرم و حقّی را به مظلومی برسانم.1
اینها خیال میکردند امیرالمؤمنین هم میخواهد بر اساس حکومت مادّی و تشریفات مادّی بر مردم حکومت کند! این نیست. حکومت امیرالمؤمنین، حکومتِ الهی است و الاّ حکومت غیر الهی برای امیرالمؤمنین علیه السّلام چه قدر و قیمتی دارد؟!
توصیف امیرالمؤمنین علیه السّلام توسّط احمد حنبل
در نزد احمد بن حنبل ـ آن عالم بزرگ سنّی که یکی از ائمّۀ اربعۀ تسنّن است ـ جماعتی بودند که همه از بعضی از خلفا تعریف میکردند تا نوبت رسید به امیرالمؤمنین. گفتند: هیچکس از علیّ بن ابیطالب تعریف نمیکند؟
احمد بن حنبل سر برداشت گفت:
علی احتیاج به تعریف ندارد علی خودش معرِّف خود است، آن کسی که علی را تعریف کند بهواسطۀ آن تعریف، خودش را تعریف کرده است، نه علی را. علی ما فوق تعریف است. این خلفای دیگر بهواسطۀ وصول به مقام خلافت از خلافت زینت گرفتند؛ ولی علی که به خلافت رسید نه تنها از خلافت زینت نگرفت بلکه خلافت را زینت داد.2
- الإرشاد، ج ١، ص ٢٤٧؛ منتهی الآمال، ص ١٠٩، با مختصری اختلاف در لفظ.
جهت اطّلاع پیرامون این مطلب رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ١٤٠. - تاریخ بغداد، ج ١، ص ١٤٥:
«أخبَرَنی عبدُالله بنُ أحمدَ بنِ حنبلٍ قال: کُنتُ بینَ یَدَی أبی جالسًا ذاتَ یوم فجاءَت طائفةٌ من الکَرخیّین فذکروا خلافةَ أبیبکرٍ وخلافةَ عُمَرَ بنِ الخطاب وخلافةَ عثمانِ بن عفّان؛ فأکثروا. و ذَکَروا خلافةَ علیِّ بن أبیطالب و زادوا فأطالوا فرفع أبی رأسَه إلیهم فقال: ”یا هؤلاء! قد أکثَرتُم القولَ فی علیٍّ و الخلافةِ، والخلافةِ وعلیٍّ؛ إنَّ الخلافةَ لم تُزَیِّن عَلیًّا بل علیٌّ زَیَّنَها.“»
تاریخ دمشق (ابنعساکر)، ج ٤٢، ص ٤٤٦؛ المنتظم، ج ٥، ص ٦٢.
رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ٣٨ (اجتماع صفات متضادّه در امیرالمؤمنین علیه السّلام.)
- الإرشاد، ج ١، ص ٢٤٧؛ منتهی الآمال، ص ١٠٩، با مختصری اختلاف در لفظ.

