اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

غلبۀ احساسات بر عقل علت انحراف جامعه بشری

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها – 1411 هـ.ق

20٬173

تاریخ آینۀ عبرتی است که بشر با درس گرفتن از آن می‌تواند راه پیش روی خود را به سلامت بپیماید و به مقصد سعادت و فلاح برساند. و با عبرت گرفتن از سرگذشت اقوام قبل از خود، تلاش کند که سرمایۀ گرانبهای عمر را به ثمر رسانده و از به تارج رفتن آن جلوگیری کند. در این بخش از سخنرانی حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه که در تاریخ 20/جمادی الثانی/1411ه‍ ق در روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد شده است. به بررسی وقایع اسفناک بعد از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ‏پرداخته و با نتیجه‌گیری دقیق، علت انحراف همۀ جوامع بشری را در غلبۀ احساسات بر عقل می‌دانند. در ادامه جهت اطلاع اجمالی مخاطبان و همراهان محترم از مباحث مطرح شده در این جلسه به أهمّ عناوین اشاره می‌شود: 1ـ غلبۀ احساسات بر عقل علت انحراف جوامع بشری 2ـ تأکید قرآن و روایات به پیروی از علم و دوری از ظن 3ـ غلبه احساسات بر دیدگاه افراد در زیارت ائمّه 2ـ علت وقایع اسفناک بعد از رحلت پیامبر 3ـ خیانت غالب علمای عامّه در اغواء مردم 4ـ رفتار امیرالمؤمنین عالی‌تر مصداق غلبه عقل بر احساسات 5ـ فریب مردم توسط خلفاء با مظلوم‌نمایی و اظهار عجز 6ـ بین پیامبر و حضرت زهرا هیچ دوئیت و افتراقی نیست 7ـ حضرت زهراء به دنبال احقاق حق ولایت بود نه فدک 8ـ معنای سِرّ پیامبر بودن حضرت زهراء

غلبۀ احساسات بر عقل علت انحراف جامعه بشری

توضیحات:

تاریخ آینۀ عبرتی است که بشر با درس گرفتن از آن می‌تواند راه پیش روی خود را به سلامت بپیماید و به مقصد سعادت و فلاح برساند. و با عبرت گرفتن از سرگذشت اقوام قبل از خود، تلاش کند که سرمایۀ گرانبهای عمر را به ثمر رسانده و از به تارج رفتن آن جلوگیری کند. در این بخش از سخنرانی حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه که در تاریخ 20/جمادی الثانی/1411ه‍ ق در روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد شده است. به بررسی وقایع اسفناک بعد از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ‏پرداخته و با نتیجه‌گیری دقیق، علت انحراف همۀ جوامع بشری را در غلبۀ احساسات بر عقل می‌دانند. در ادامه جهت اطلاع اجمالی مخاطبان و همراهان محترم از مباحث مطرح شده در این جلسه به أهمّ عناوین اشاره می‌شود: 1ـ غلبۀ احساسات بر عقل علت انحراف جوامع بشری 2ـ تأکید قرآن و روایات به پیروی از علم و دوری از ظن 3ـ غلبه احساسات بر دیدگاه افراد در زیارت ائمّه 2ـ علت وقایع اسفناک بعد از رحلت پیامبر 3ـ خیانت غالب علمای عامّه در اغواء مردم 4ـ رفتار امیرالمؤمنین عالی‌تر مصداق غلبه عقل بر احساسات 5ـ فریب مردم توسط خلفاء با مظلوم‌نمایی و اظهار عجز 6ـ بین پیامبر و حضرت زهرا هیچ دوئیت و افتراقی نیست 7ـ حضرت زهراء به دنبال احقاق حق ولایت بود نه فدک 8ـ معنای سِرّ پیامبر بودن حضرت زهراء

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

غلبۀ احساسات بر عقل علت انحراف جامعه بشری

6
  • عُمَر می‌آید جلوی مردم نان جو و سرکه می‌خورد1 و به فرزندش شلاّق می‌زند2 و بر بالای منبر می‌گوید: تمام افراد از عمر عالم‌تر هستند حتّی زنان در حِجال3 اما همین عمر در باطن می‌آید به امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌گوید: دختر خود را به من بده و وقتی‌که آن حضرت استنکاف می‌کنند، می‌گوید: اگر دخترت را به من ندهی به‌عنوان دزدی و به تهمت دزدی اقامه شهود می‌کنم و دست تو را قطع می‌کنم4 اینها را که مردم نمی‌دیدند.

  • فریب مردم توسط خلفاء با مظلوم‌نمایی

  • در میان مردم آنچه که باعث جلوه دادن و نشان دادن یک وجهۀ زیبا است همان مظلوم‌نمایی آنها و اظهار عجز آنها است و اینکه آنها خود را با مردم هم‌رنگ و همگام به تصویر می‌کشاندن!. وقتی‌که عمر در بالای منبر می‌آید می‌گوید: تمام مردم از عُمر عالم‌تر هستند. یک نفر بلند نمی‌شود بگوید: اگر عالم‌تر هستند پس چرا نمی‌آیی پایین؟! اگر همه از تو عالم‌تر هستند پس این بالا چه‌کار می‌کنی؟! وقتی‌که ابوبکر می‌آید و در بالای منبر به مردم می‌گوید: اقیلونی و لَستُ بِخَیرِکُم5 مرا پایدار بدارید و در هرجاکه منحرف شدم به من گوشزد کنید و من بهتر از شما نیستم! یکی نیست بیاید و به ابوبکر بگوید که اگر تو مانند ما هستی پس این منصب را چرا غصب کردی؟!

  • اینها با همین کلمات شیطنت‌آمیز در دل مردم رسوخ پیدا می‌کنند. مردم می‌گویند: عجب اینها چه افراد منصفی هستند، ادعایی ندارند، اینها خودشان را مانند ما تصور می‌کنند، موقعیتشان این‌طور، کلامشان این‌طور. به این وسیله می‌آیند مردم را اغوا می‌کنند و آن مطلب حق و باطل را مردم به ذهن نمی‌آورند.

  • محاجۀ اویس قرن با عمر بر سر غصب خلافت

  • فقط یک نفر آمد در آنجا و مُچ عمر را جلوی مردم باز کرد، او اُویس قَرَن بود وقتی‌که به مدینه آمد ـ شرح حالش مفصّل است ـ وقتی عمر با اویس صحبت می‌کند، می‌گوید: کیست که این خلافت را به دو قرص نان از من بخرد. اویس فوراً جوابش را می‌دهد و می‌گوید: اگر اهلیّت برای خلافت داری حق نداری به کسی واگذار کنی؛ چون خلافت یعنی زعامت مردم، یعنی راهبردن مردم، یعنی هدایت مردم، و اگر اهلیّت نداری خب بگذار خلافت را آن شخصی که اهلیّت دارد بیاید بردارد.6

    1. . رجوع شود به تاریخ المدینة، ج 2، ص 694 ـ 705.
    2. . تاریخ الخلفاء، ص 158.
    3. . شرح نهج البلاغة، ابن أبی‌الحدید، ج 1، ص 182.
    4. . النوادر، اشعری، ص 129 و 130؛ الکافی، ج 5، ص 346.
      جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به امام شناسی، ج 15، ص 296 ـ 305.
    5. . الفضائل، ابن شاذان، ص 133؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبی‌الحدید، ج 1، ص 169. با قدری اختلاف در مصادر.
    6. . تذکرة الأولیاء، ص 20:
      «[عمر] گفت: کیست که این خلافت را به یک نان از من بخرد؟ اویس گفت: کسی که عقل ندارد. چه می‌فروشی؟ بینداز تا هرکه خواهد برگیرد. خرید و فروخت در میان چه‌کار دارد؟»
/ 380