حج، حقیقت عبودیت
5لباس احرام نمادی از رفع تعلقات
لباس احرام حکایت از همین مطلب میکند و همینطوری نیست که ما لباس را دربیاوریم و لباس احرام بپوشیم! خب خدا میگفت با همین کتوشلوار و یا با همین عبا و قبا هم میتوانی مُحرِم بشوی و منظور نیت است! نه، منظورِ خدا در اینجا این است که واقعاً بیرون بیاییم، واقعاً جدا بشویم، لباسمان را هم بکَنیم و دور بیندازیم، این لباس بهدرد اینجا نمیخورد! و اگر میشد که انسان برهنه لبّیک بگوید، خدا همین احرام را هم برمیداشت! همین احرام را هم برمیداشت و همینمقدار تقیّد هم برمیداشت! ولی خب دیگر این نمیشود.
لذا خداوند آمده و همۀ تعیّنات را در اینجا برداشته است؛ گفته است مرد باید احرام بپوشد، اما لباس احرام زن فرق میکند؛ جمال و ارزش زن در چهرۀ او تبلور پیدا میکند، باید این چهره نمودار باشد و نمیتواند بپوشاند! بعضی از این مقدّسها هستند که در آنجا میآیند و روی خودشان را میپوشانند! نهخیر، این غلط است و باطل است؛ باید چهرۀ زن پیدا باشد.1 مرد وظیفه ندارد و حرام است نگاه کند، اما نهاینکه زن [روی خود را بپوشاند!] یا بعضیها میآیند و چیزی جلویشان میگذارند که آن چهره مشخص نباشد! اینهم باطل است و اینهم غلط است. مقدّسمآبی در اینجا راه ندارد، انسان باید دینی را برگزیند که او اختیار میکند، ما دیگر نباید کاسۀ داغتر از آش بشویم، او میگوید باید چهره را نشان بدهی! مرد وظیفه ندارد نگاه کند و اگر نگاه کند کار حرام انجام داده است و آن بهجای خود! بله، زن میتواند صورت خود را برگرداند و این اشکال ندارد؛ وقتی میبیند که [مورد] توجه مردها است یا ممکن است در جایی [مورد توجه قرار بگیرد،] میتواند صورت را برگرداند یا سر را پایین بیندازد. اما اینکه بخواهد بپوشاند نهخیر! مطلب به این کیفیت نیست. خلاصه خدا در اینجا گفته است: از خودت دین درست نکن! آن دینی را که من گفتهام، همان را انجام بده!
- . رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 12، ص 493 ـ 495 و 505؛ ج 13، ص 421.

