حقیقت حج ابراهیمی
12پس وقتی که انسان برای حج میآید، باید فکر خود را از آن متعلّقات خود در موطن بهکلّی خالی کند، بهکلّی همه را کنار بگذارد، همهچیز را کنار بگذارد، کأنَّ تنها خود او در دنیا است. و بعد بهسمت آن مقصودش و بهسمت آن مبدأش میآید که خود را متّصل کند. و اتّصال شرایطی دارد! تا باطن گرفتار خواب و خیال و تصوّرات باشد اتّصال برقرار نمیشود! انسان صدمرتبه هم برود حج انجام بدهد اتّصال برقرار نمیشود! اتّصال شرایط دارد، اتّصال مقرّرات دارد، مبانی دارد و باید طبق آن عمل شود.
یکی از مسائلی که باید در آنجا رعایت شود، این است که انسان در مسیر بین منزل و بین حرم یا مسجدالحرام به چیزی نگاه نکند که این چیست و آن چیست و در آن دکّان چیست؟! سر خود را پایین بیندازد. در مدینه به ذکر صلوات و ذکر لا إلٰه الّا الله و لا حول و لا قوّة الّا بالله مشغول باشد، و ذکر او در مکّه فقط لا إلٰه الّا الله یا لا هو الّا هو باشد.
غنیمت شمردن اماکن متبرکه و مشاهد مشرفه
مسئلۀ دیگر در حج این است که انسان بهدنبال استفادۀ و ادراک بیشتر از این مشاهدی باشد که خداوند این مشاهد را برای فیوضات بیشتر آماده کرده است. مگر خداوند چند مرتبه قسمت انسان میکند؟! ممکن است برای شخصی یکی باشد و ممکن است برای شخص دیگری بیشتر باشد. مگر ما چهکار میکنیم؟ در روز چهکار میکنیم؟ از اینجا به محل کار میرویم، از محل کار به منزل فلانی میرویم، از آنجا میرویم و در آنجا مینشینیم! خداوند، آن هم بعد از اینهمه [مدت]، یک بیستروزی سیروزی قسمت کرده است و ما داریم میرویم، باید انسان استفاده کند! هر کدام از این مشاهد برای خودشان حالوهوای خاص به خودشان را دارند، مسجد مدینه برای خود حالوهوای خاص به خود را دارد، مسجد قُبا برای خود همینطور، مسجدالحرام برای خود همینطور، [و بهطورکلّی] هر کدام از مساجدی که در مدینه هست برای خودشان اثر خاص به خودشان را دارند.

