اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حج ابراهیمی

و دستورالعمل، پرسش و پاسخ راجع به حج

14934
جلسات
نسخه عربی

حقیقت حج ابراهیمی

8
  • رعایت حال هم‌سفران

  • انسان نباید خدای نکرده نسبت به دوستان، نسبت به سایر افراد و نسبت به حجّاج پرخاش کند! حجّاج دیگر هم مهمانان خدا هستند، گرچه از سایر مذاهب هم باشند. بالأخره همه مهمان خدا هستند، و باید انسان با این دید به آنها نگاه کند، باید همیشه خود را پایین‌تر از آنها بداند، باید در موقع طواف [خود را] از آنها پایین‌تر بداند، واقعاً باید پایین‌تر بداند! باید حق تقدّم را به آنها بدهد، نباید در فشار‌ها و جمعیتی که می‌آیند، فشار بدهد و باید راه را برای افراد باز کند.

  • یکی از رفقا می‌گفت:

  • من در موقع طواف خیلی سریع طواف می‌کردم و به این و آن تنه می‌زدم، وقتی که فردا به عیالم تلفن کرده بودم گفته بود: من مرحوم آقا را در خواب دیدم (چون مرحوم آقا را زیاد در خواب می‌دید) و گفتند: به فلانی بگو که این‌قدر در طواف به این و آن تنه نزند! همۀ اینها بندگان خدا هستند، اگر مسیر بود تند برود و اگر مسیر نبود آهسته با آنها برود؛ بگذارد راه را همراه با افراد و همراه با جمعیت طی کند.

  • باید دائماً این حالت تذلّل و خشوع در این سفر با انسان همراه باشد.

  • کنارگذاشتن تعلقات خانوادگی و مادی

  • بنابراین وقتی که انسان حرکت می‌کند [باید] مانند یک بنده‌ای [باشد] که آمده و دارد دعوت مولای خودش را اجابت می‌کند. اصلاً نباید به این فکر باشد که چقدر خرج کرده است، چقدر برای این سفر پول داده است و چقدر برای این قضیّه مبلغ گذاشته است! خدای نکرده مبادا این را به خود بگیرد و در تصوّر او این باشد که ما الآن این مبلغ را خرج کردیم و به مکّه آمدیم! یک بنده از خودش چیزی ندارد تا اینکه بخواهد آن را به رخ مولای خود بکشاند!1 چه یک میلیون خرج کند چه ده میلیون و چه صد میلیون، همه صفر است! دارد از کیسۀ دیگر خرج می‌کند و از کسیۀ دیگر خرج کردن که دیگر کم و زیاد ندارد! هرچه انسان بدهد مانند این است که اصلاً چیزی نداده است. پس انسان بایستی با این نیت که نه خرجی کردیم و نه داریم زحمتی را متحمّل می‌شویم و نه‌اینکه تعلّقی داریم، از منزل بیرون بیاید.

    1. بحار الأنوار، ج 1، ص 225:
      «... ِ قُلتُ: یا أبا عَبدِ اللهِ ما حَقیقَةُ العُبودیَّةِ؟ قال: ثَلاثَةُ أشیاءَ: أن لا یَرَی العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللهُ مِلکًا لِأنَّ العَبیدَ لا یَکونُ لهم مِلکٌ یَرَونَ المالَ مالَ اللهِ یَضَعونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ اللهُ بِه...». روح مجرّد، ص 182:
      «... گفتم: ای أبا عبدالله! حقیقت عبودیّت کدام است؟
      گفت: سه چیز است: اینکه بنده خدا برای خودش درباره آنچه را که خدا به وی سپرده است مِلکیّتی نبیند؛ چراکه بندگان دارای مِلک نمی‌باشند، همه اموال را مال خدا می‌بینند، و در آنجائی که خداوند ایشان را امر نموده است که بنهند، میگذارند....»