اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حج ابراهیمی

و دستورالعمل، پرسش و پاسخ راجع به حج

14934
جلسات
نسخه عربی

حقیقت حج ابراهیمی

7
  • تطهیر باطن با توبه

  • و باید از همۀ آنچه که تا به‌حال انجام داده است، غسل توبه کند! این غسل خیلی مهم است، همۀ رفقا قبل از سفر حج غسل توبه انجام می‌دهند و بهتر است که در شب جمعه هم باشد. و بعد از نماز صبح دو رکعت نماز دارد که انسان می‌خواند یا اینکه می‌تواند در بین صبح تا ظهر بخواند و تفاوتی نمی‌کند. صد مرتبه بعد از نماز در سجده استغفار می‌کند: «أستَغفِرُ اللهَ رَبِّی و أتوبُ إلَیه»1 به‌خاطر اینکه می‌خواهد خودش را همان‌طوری‌که از نقطه‌نظر ظاهر از همۀ تعیّنات خالی کند، باید از نظر باطن هم خود را خالی کند و از خدای متعال از اشتباهات گذشته طلب مغفرت کند. و این نیت را داشته باشد؛ الآن که دارد از منزلش حرکت می‌کند، مانند این است که حضرت ابراهیم می‌خواهد حرکت کند! برود در خودش فکر کند، جستجو کند و در نفس خود غور کند که او در چه حالی و هوایی بود؟! بزرگان و ائمّه در چه حال و هوایی بودند و با چه وضعیتی این سفر را انجام می‌دادند؟

  • حال‌وهوای علامه طهرانی در آستانه سفر حج

  • من هیچ [وقت] فراموش نمی‌کنم که در سفرهایی که مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ به حج مشرّف می‌شدند، آن روز‌های آخر که دیگر آماده بودند، اصلاً حال‌وهوای ایشان فرق می‌کرد و دیگر تعلّق ایشان نسبت به مسائل به‌نحو دیگری بود، همه‌اش در فکر بودند و هرچه به‌موقع حرکتشان نزدیک‌تر می‌شد، این مسئله قوی‌تر و شدیدتر مشاهده می‌شد، که گویا انگار به‌طورکلّی یک کسی می‌خواهد از این دنیا رخت بربندد و بمیرد، می‌خواهد بیرون برود و می‌خواهد فوت کند! یعنی آن جنبه‌های تعلّق خودش را دیگر قطع می‌کرد، ملاقات‌های خودش را دیگر محدود می‌کرد و خودش را در همان مسیر و ممشای بانیان حج قرار می‌داد. این یک مسئله‌ای بود که کاملاً از ایشان مشهود بود.

  • بنابراین باید انسان توبه کند و استغفار کند و خود را مانند یک بنده‌ای که ذلیل است و عبدی که مولای او را دعوت می‌کند و او را می‌خواند، باید حالت عبودیت و حالت استکانت و حالت تواضع و ذلّت داشته باشد و این مسئله باید در تمام طول حج مُشاهَد باشد.

    1. . جهت اطلاع بر کیفیت نماز توبه، رجوع شود به الإقبال، ج 2، ص 20؛ مطلع انوار، ج 4، ص 112.