حقیقت حج ابراهیمی
13وقتی که انسان به مسجدالنّبی میرود، باید بداند که به منزل خودش آمده است! حرم پیغمبر منزل واقعی ما است، همۀ ما فرزندان پیغمبر هستیم و باید این مسئله را بدانیم. وقتی که به مسجدالنّبی میروید، نباید به این نیت بروید که میخواهید پیغمبر را زیارت کنید! باید به این نیت بروید که دارید به منزل خودتان وارد میشوید! به خانۀ خودمان آمدهایم! همانجا احساس کنید که در منزل خودتان هستید و این منزل خودتان است و بقیّه همه اعتباری است. و هرچه بیشتر بمانید [خوب است!] ولو اینکه قرآن هم نخوانید، بروید کارهایتان را در مسجدالنّبی انجام بدهید، گوشه و کناری پیدا کنید و بنشینید.
من در همین سفر عمرهای که تقریباً دو ماه پیش خداوند توفیق داد که مشرّف شدیم، صبح به مسجدالنّبی میرفتم و شب ساعت ده بیرون میآمدم! تازه آن هم چون دیگر [در را میبستند!] و واقعاً میدیدم از اینجا کجا بروم؟! همانجا بعد از ظهر هم میخوابیدم؛ همان کنار هم میخوابیدم و هم چیزی که قرار بود بنویسم همانجا مینوشتم. واقعاً میدیدم از اینجا بیرون بیایم کجا بروم؟! بلند شوم کجا بروم؟! در مسجدالحرام هم که خب در باز بود و شبها دیگر مسئلهای نبود.
یعنی انسان باید احساس کند که در یک همچینن وضعیتی [قرار دارد!] سایر مسائل و عروسک و پفک و [غیره] همهجا هست، هم اینجا پیدا میشود و هم جاهای دیگر پیدا میشود، آنچه که آنجا پیدا نشود، آنم آرزو است!1 حال انسان بیاید از آن اول [بپردازد به] این لباس و آن فلان و[مسائل دیگر]! باید چشممان را نسبت به آنچه که هست ببنیدیم! البتّه خریدن سوغات خوب است، مستحب است، باید هم انسان بخرد، اما بگذارد در آن دو سه روز آخر؛ یک روز برود و هرچه برای افراد میسّر هست انجام بدهد.
تلف نکردن اوقات مغتنم برای خرید سوغاتی در حج
مطلب دیگر این است که رفقا باید توجه داشته باشند که متأسفانه امروز خیلی از قضایا آمده و مسائل اصلی را تحتالشعاع قرار داده است! حاجی میخواهد به مکّه برود و عبادت انجام بدهد، دارد با یک کولهباری از تقاضاها و خواستها و توقّعات حرکت میکند، از آن اول بهدنبال این است که او چه گفته است و دیگری چه گفته است، بهطوریکه اصلاً مسئلۀ اصلی تحتالشعاع قرار میگیرد! در کدام قانون است که وقتی حاجی میخواهد برود، باید برای همه سوغاتی بیاورد؟! چه کسی گفته است؟! چه کسی گفته باید برای همه سوغاتی بیاورد؟! بلکه برای همان اهل منزل، آن هم بهطور محدود و بهطور مشخص؛ اما اینکه بخواهد برای عمّه و خاله و برادر و قوموخویش و شریک بیاورد، تمام اینها خارج از مسئله است و حاجی را از پرداختن به واقعیت و پرداختن به آنچه که برای او حرکت کرده است باز میدارد. فکر او همه این است که او از ما چه خواسته و اگر نخریم ناراحت میشود! ناراحت میشود که ناراحت میشود! باید این فرهنگ عوض شود.
- . دیوان کبیر شمس، ص 203:
گفتند یافت مینشود جستهایم ما *** گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست
- . دیوان کبیر شمس، ص 203:

