
حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)
و توصیههایی به مبلغین
حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)
27زنده جاوید کیست *** کشتۀ شمشیر دوست چقدر این شعرش شعر جانداری است. یا مثل اشعار نیّر تبریزی، یا مثلاً اشعار مرحوم کمپانی و یا اشعار مرحوم فیض. به جای اینکه آدم اشعاری را بگوید که گویندگانی دارند که خیلی حالا [اشعار نابی نیست] طرف آمده یک چیزی گفته، کلماتی سر هم کرده است.
لذا خوب است انسان برای انتخاب اشعار با افراد دیگر مشورت بکند، اگر اشعاری میخواند از مثنوی و غیر مثنوی، اینطور نباشد که بنویسد و بیاورد که بخواند، چون ممکن است که در ترکیب شعر و کلمات اشتباهاتی هست ـ من دیدهام، جاهای مختلف دیدهام ـ قبل از منبر باید آدم خودش نگاه کند، خودش نگاه کند، روان بشود، ایرادی، اشکالی چیزی که نداشت، آنموقع بیاید بخواند.
بعضیها همینطوری یک چیزی را مینویسند روی کاغذ و [میآورند روی منبر] اصلا نگاه نکرده، روان نکرده، اصلا هنوز در بعضی از کلماتش گیر است. این باعث میشود همان سکتی که پیدا میشود، همان اشتباهی که پیدا میشود، مجلس را از آن حال برگرداند. همینکه [مستمع] توجه میکند، عجب! این شعر را غلط خواند، حال مجلس میرود. حال مجلس را نباید بُرد، باید مجلس را کشاند، آن حال و هوایی که در آن مجلس هست باید آن را کشاند، باید آورد، باید تا به آخر رساند. اگر یک غلطی باشد، همانجا یکدفعه انگار توقف شد، یک ایست شد و تا حالا بخواهی دوباره استارت بزنی و راه بیندازی مقداری کار دارد.
لذا اشعاری که میخوانیم قبلاً باید نسبت به آن روانِ روان و بدون اشکال باشیم، بعد بیاییم این را بخوانیم. در بیان اشعار تند نباید بخوانیم، آهسته باید بخوانیم، نه اینکه بخوانیم برویم. تکیه بکنیم روی آن کلمات اشعار، اگر هم با صدا هست که آن حال خودش را دارد.
کیفیت انتخاب اشعار و نوحهخوانی
مطلب دیگر برای افرادی که اهل ذکر هستند، این است که اشعاری که انتخاب میکنند، دقت داشته باشند که با هم سنخیت داشته باشد. یک شعر، مجلس را در یک حال و هوا میبرد، و شعر دیگر یکدفعه از اینجا به جای دیگر میبرد. این شعر در یک فضایی هست، بعد آن یکی در یک فضای دیگری هست. شعری که انتخاب میشود از اوّل تا آخر یک نَسَق داشته باشد. و همینطور هم اگر قرار است نوحه باشد، نوحه با این شعرها مطابقت کند، نه اینکه شعر مربوط به یک چیز باشد و نوحه مربوط به چیز دیگر، خب حالا یک سینه هم بزنیم! مثل اینکه قرار دو خط شعر گفته بشود و تمام بشود. آن شعر و حلقۀ اتّصال و بعد هم آن نوحه و اینها، در یک قسم باشد، یا اینکه فرض بکنید که آن مطالبی که به عنوان ـ حالا نه نوحه ـ حالا به عنوان ارجوزه گفته میشود که افراد پاسخی بدهند، اینها در یک حالت باشد، این حالت تنسیق باشد، تا اینکه آن حال از بین نرود.
