اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی

16٬672

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره می‌فرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان می‌کنند و سپس با ذکر نمونه‌هایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان می‌دهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی می‌دانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفت‌های سلوک می‌دانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزش‌گذاری کتب برای مطالعه آنها می‌پردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان می‌فرمایند.

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره می‌فرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان می‌کنند و سپس با ذکر نمونه‌هایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان می‌دهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی می‌دانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفت‌های سلوک می‌دانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزش‌گذاری کتب برای مطالعه آنها می‌پردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

20
  • نمونه‌ای از کیفیت اجتهاد در ادبیات عرب

  • من‌باب‌مثال این مطلبی که الآن می‌گویند: «مبتدا باید معرفه باشد یا نکره نکرۀ مخصصّه باشد که بتواند مفید باشد که مسوغیّت برای ابتدا را داشته باشد.» این را همه دارند می‌گویند دیگر. لذا اگر شما بگویید رجل جاءنی، می‌گویند که این غلط است. رجل جاءنی یعنی چه؟ یک مردی آمد، یک مردی پیش من آمد. خب این فایده‌ای ندارد، لذا باید بگویند که مثلاً «رجل که دارای این خصوصیت است» یا «رجل با این کیفیت»، که این در اینجا مسوغیّت برای ابتدا را داشته باشد؛ من اصلاً این حرف را قبول ندارم، چه کسی گفته است؟ مگر وحی شده به شما که می‌گویید نکره که غیر مخصصّه باشد، آن نکره این مسوّغ برای ابتدائیّت را ندارد! در یک‌جا رجل جاءنی یک کلام لغو است در یک‌جا هم هیچ لغو نیست. من می‌خواهم بگویم آقا امروز یکی اینجا آمد، من تنها نبودم، این کجایش غلط است؟ من اصلاً شخص را نمی‌خواهم بیان کنم، دلم نمی‌خواهد که کسی بفهمد چه کسی آمده است. ولی می‌گویم رجل جاءنی، یا رجلان جاءانی، یا مثلاً فرض کنید که می‌گویم رایت رجلا یمشی فی الشارع، خب صرف نکره این دلیل نیست برای‌اینکه این مسوغیّت برای ابتدائیّت نداشته باشد.

  • نکره درصورتی‌که مفید فایده نباشد مثل همۀ جملات [در زبان‌های] دیگر، مثل انگلیسی، مثل فارسی، مثل ترکی، مثل فرانسوی، که در اینجا چطور گفتن این جمله لغو است ولی صحیح است، یعنی اگر فرض کنید که در زبان انگلیسی شما بگویید که «یک مردی آمد» کسی نمی‌گوید: این کلامت غلط است، می‌گویند: پس برای چه می‌گویی؟ چه هدفی از گفتن داری؟ چه نفعی می‌بری؟ نمی‌گویند غلط است. [اما] الآن آمدند در ادبیات این‌طوری مطرح کردند که اصلاً این کلام غلط است، مسوغ ندارد. یعنی اصلاً شما نمی‌توانی بگویی، چرا نمی‌توانی بگویی؟! می‌توانی بگویی. باید به خود گوینده نگاه کنی که متکلّم از این مطلب رجل جاءنی چه قصدی دارد؟ یک وقت از رجل جاءنی با  اینکه نکره است ولی درعین‌حال قصد مفید دارد. یک وقتی هم حتّی اگر معرفه بیاورد لغو است. شما فرض کنید بگویید زید پیش من آمد، خب آمد که آمد، قربان عمه‌ام بروی، برای چه آمدی؟ خب این جمله که «زید پیش من آمد» بدون اینکه دلیلش را بخواهی بگویی، کاری کرد [فایده‌ای داشت]؟! خب زید به من چه مربوط است که می‌گویی «زید آمد»؟ آمد که آمد، پیش تو [آمد]، پیش من که نیامد پس آنجا هم غلط است. به صرف معرفه و نکره بودن دلیل نیست بر اینکه چون معرفه بشود، یا نکره مخصصّه [پس مسوّغ برای ابتدا داشته باشد.]

/ 260