اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی

16٬672

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره می‌فرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان می‌کنند و سپس با ذکر نمونه‌هایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان می‌دهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی می‌دانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفت‌های سلوک می‌دانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزش‌گذاری کتب برای مطالعه آنها می‌پردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان می‌فرمایند.

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره می‌فرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان می‌کنند و سپس با ذکر نمونه‌هایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان می‌دهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی می‌دانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفت‌های سلوک می‌دانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزش‌گذاری کتب برای مطالعه آنها می‌پردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله

14
  • اینها همان‌هایی هستند که کوچه می‌دهند و [می‌گویند:] بروید آقا آمد! نمی‌دانم این به آن خبر می‌دهد آقا آمده. آمده که آمده! خب می‌آید بالا می‌نشیند، طوری نیست، چه خبر است؟ آقا عقب بروید جلو بروید [دیگر] چیست؟ وقتی که آقا آمد هر کسی که جلویش است بلند می‌شود، بشین این‌طرف و آن‌طرف! ببینیم چیست، و چه خبر شده. اینها همه‌اش چیست؟ همه‌اش ظاهر است، باطن ندارد، عمق ندارد. از این مغزِ آقا چقدر در شماها فرورفته است؟ از آن اعتقاداتش چقدر در شما رسوخ کرده است؟ وإلاّ کوچه دادن که کاری ندارد، برو عقب برو عقب، برو جلو، آقا دارد می‌آید. خب دارد می‌آید که می‌آید دیگر، خودش هم دارد می‌آید، کسی هم که نگرفته او را، خودش دارد می‌آید دیگر، اینها چیست؟

  • خب الآن امام زمان هم بیاید همین است. امام زمان آمد! شلوغ پلوغ تق و توق و این حرف‌ها! خب آمد که آمد، بسیار خب حالا [که] امام زمان آمد چه‌کار کنم؟ به سرم بزنم؟ بپرم بالا؟ جفتک بزنم؟ آن که کار میمون است. من چه کنم؟ بسیار خب امام زمان آمد، بلند می‌شویم، ادب، احترام، بفرمایید، یابن رسول الله بفرمایید چه‌کار کنیم؟ آقا برو عقب و فلان و این حرف‌ها همه‌اش چیست؟ [همه‌اش ظواهر است]

  • یکی از دوستان از همین رفقا می‌گفت، رفته بودم نزدیک مسجد فاطمی که مرحوم آقای بهجت نماز می‌خواندند. می‌گفت رفتم آنجا، بعد می‌گفت که آنجا مردم آمده بودند، [جمعیت زیاد] دم منزل ایشان که ایشان که می‌آید بیرون، می‌خواهد بیاید مسجد، همه زن مرد، همه ببینند، ایشان چه شکلی است؟ قیافه‌اش چطوری است؟ شکل‌اش چطوری است؟ همین که مشغول تماشای ایشان بودند و ایشان آمد، یکی از این فوتبالیست‌ها آمد، ـ حالا دیگر اسمش را نمی‌برم لابد دیگر خودش می‌فهمد صدای ما را می‌شنود می‌فهمد ـ او هم آمد برود ایشان را ببیند، این مردم آقای بهجت را ول کردند به این پرداختند! نگاه کنید نگاه کنید، فلانی دارد می‌آید ...، بدبخت بیچاره این همه راه آمدی بیایی این را ببینی بعد یک فوتبالیست که توپ می‌زند به دروازه حالا یا می‌خورد یا نمی‌خورد [آمده و تو متوجه او شده‌ای؟!] آقاجان، این عقل مردم است آقاجان، این عقل مردم است! این هم ایمانشان است! [بفرما!]معرفتشان، عقلشان و تشخیصشان بین آقای بهجت و یک فوتبالیست فرق نمی‌گذارند و تازه او را هم ترجیح می‌دهند، ترجیح می‌دهند! اگر ترجیح نمی‌دادند که برنمی‌گشتند. بیچاره آقای بهجت می‌گوید من را باش! دلم را به چه کسانی خوش کردم که برای دیدن من آمدند.

/ 260