
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهلبیت در مکتب عرفان
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
30تذکر نهم مجالس: از چند ماه قبل از سخنرانان دعوت کنید
روی این جهت، رفقا [نام] افرادی را که باید بیایند و بهنظرشان بهترند، یک لیست کنند. ([بهترند] یعنی از [لحاظ] خصوصیّاتی که دارند؛ نهاینکه [سخنرانانی از دیگران] بهتر و بدتر باشند.) بعد، از الآن تا یک سال دیگر به آنها بگویند: «آقا، شما برای روز فلان دعوت دارید!» دیگر تمام میشود. اینطور نباشد که سه روز مانده به [مناسبت خاص] به این آقا بگویند: «آقا شما بیایید.» بگوید: «من وقت ندارم.» [به دیگری بگویند:] «آقا شما بیایید!» [بگوید:] «وقت ندارم.» [بگویند:] « پس بنابراین فلانی [بیاید]!» نه، فرض بکنید که از الآن تا یک سال دیگر، یا شش ماه [به] شش ماه [به سخنران بگویند]: «شما بِدان که برای روزِ فلان، کرمان دعوت دارید.» یا «شما [جای دیگر دعوت دارید].» [در اینصورت] او هم میداند و تاریخش را در دفترچۀ یادداشتش مینویسد که باید در [آن تاریخ] به آنجا برود.
تذکر دهم مجالس: شأن سخنران و اکرام او را حفظ کنید
بعد هم طبعاً وسایل ایابوذهابش فراهم بشود و با اعزاز و با اکرام انجام بشود، تا موقعیت خود افراد هم محترم و محفوظ باشد. همینطور در کیفیّت استقبال رفقا از اینها [توجه شود]. بالأخره اینها کسانی هستند که دین ما را میآیند و به ما [یاد میدهند]. ما که از مادر متولد شدیم، اینها را بلد نبودیم. اینها میآیند و دین ما را به ما یاد میدهند، آیین ما را به ما یاد میدهند و روش را به ما یاد میدهند.
اینکه ما بالأخره جاهای دیگر را ترک کردهایم و جاهای دیگر نمیرویم، پس بایستی در قبالش هم مطالبی باشد که بتواند جایگزین شود، محکم و استوار باشد. رعایت این مطالب و مسائل باید باشد. اگر یک نظر، نظر جمعی باشد، همیشه نظر جمعی را خدا امضاء میکند و خداوند همیشه دست خودش را روی جمع قرار میدهد. [در این صورت] دیگر تخیلات و تصورات هم نمیآید که مثلاً: «حالا این [شخص] چهکار کرده! آن [شخص] چه کار کرده!» و «نکند این [شخص] کاری کرده!» نظر، نظر جمعی بر این قضیّه است و همان إنشاءالله اعمال میشود.
