
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهلبیت در مکتب عرفان
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
21بزرگان این روش را برای ما ترسیم کردهاند و رفتهاند؛ ما طبق آن روش عمل میکنیم و انجام میدهیم. البتّه من این [مسئله] را نسبت به سایر دوستان نمیگویم؛ آقایان هستند، صحبت میکنند؛ اما این [مسئله در] خصوص بنده است. ما باید به همان مطلبی که نشان داده شده [عمل کنیم و عمل ما] به همان کیفیّت باشد.
فردپرستی بهجای خداپرستی، انحراف بعد از علامۀ طهرانی بود
روی این جهت، [روش ما] همانطوری است که روش و دأب مرحوم آقا [علامه طهرانی] بود، و [لکن] بعد از زمان مرحوم آقا در روش و مکتب ایشان انحراف ایجاد کردند و در مکتب ایشان خیانت کردند. بهجای خداپرستی، فردپرستی را قرار دادند؛ بهجای کُرنش در برابر امام، کُرنش در برابر یک شخص خاطی و اشتباهکار را قرار دادند؛ و بهجای متابعت از مبانی و دستورات آقا، دستورات تخیّلی و توهّمی آوردند. ما به همین جهت با آنها بدون رودربایستی مبارزه کردیم؛ ما را طرد کردند، دیگر به ما سلام نکردند و ارتباط دوستانشان را با بنده تحریم کردند! [تحریم] بکنند، تا روز قیامت هم [تحریم] بکنند! ما نه نیازی به دوستان آنها داریم و نه نیازی [به آنها]! الحمدلله خداوند دوستانی برای ما آورد که از آنها بهترند و باید شاکر و مفتخر باشیم که چنین [دوستانی داریم].
و بعد هم ما از پشت کوه نیامده بودیم؛ ما در همان خانواده بزرگ شدهایم. دیگر کسی نمیتواند ما را گول بزند! آخر، تو از من بهتر فلانکس را میشناسی؟! من چهل سال با این [شخص] بودم! آخر، چه داری میگویی؟! یا تو [نسبت] به این جریان بهتر از من اطّلاع داری؟! دیگر این مطالب گذشت و بالأخره زمستان بهسر آمد.
تذکر دوم به سخنرانان: در بیان مطالب، فهم و استعداد مخاطب را لحاظ کنید
علیٰکلّحال، این روشی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] داشتند چنین بود: وقتی منبری منبر میرود، فقط باید مبانی دین را بگوید و آنچه برای اصلاح و صلاح آنها لازم است مطرح کند، و [همچنین] رعایت استعداد مستمعین را هم بکند؛ [یعنی] آیا این حرفی که الآن میزند، این شخص مستعد [آن] هست یا نه؟ آیا این [شخص] گیج میشود یا نمیتواند تحمل کند؟ استعداد آنها را هم باید در نظر بگیرد: «نحن معاشر الآنبیاء اُمرنا ان نکلّم الناس علی قدر عقولهم.»1 بایستی به اندازۀ فهم افراد صحبت کرد.
- . الکافی، ج 1، ص 23، با قدری اختلاف.
