اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهل‌بیت در مکتب عرفان

15886

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

16
  • همۀ اینها صحبت‌هایی است که از بزرگان شنیده‌ایم و من عرض کرده‌ام: «آنچه می‌گویم و می‌نویسم، روز قیامت هم پایش می‌ایستم!» این را الآن خدمت رفقا می‌گویم و مسئولیتش را می‌پذیرم، غیر از آن چیزی ‌که خصوصی [باشد]. نه، آنچه در ملأعام گفته یا نوشته می‌شود، طبعاً سعی می‌شود دقیق‌تر باشد. این روش را مرحوم آقا [علامه طهرانی] به همۀ ما دستور داده‌ و تذکر داده‌اند و دیگر نیازی نیست انسان بخواهد به‌دنبال چیز دیگری برود.

  • حکایت اعتراض یکی از شاگردان آیت‌الله طهرانی به ایشان دربارۀ دستگیری و پاسخی که ایشان دادند

  • من یک وقت در سفر، در یکی از شهرستان‌ها بودم. یک شب، بندۀخدایی اعتراض و اشکالی داشت و می‌گفت: «استاد نباید فقط نسخه بدهد، [بلکه] اگر مریضی تب دارد، [باید] پاشوره هم بکند.» البتّه حرف خوب و درستی است و خود بنده هم مسئله را می‌پذیرم و چیزی نگفتم؛ با او هیچ صحبتی نکردم. در ماشین نشسته بودیم، او صحبتش را کرد و ما ساکت بودیم. بین این [شخص] و فرد دیگری که الآن در قم است و دیگر در آن شهرستان نیست، نِقاری1 بود. [آنها] با هم قوم‌وخویش بودند؛ حالا یا این [شخص] خواهر او را گرفته بود یا آن [شخص] خواهر این را؛ نمی‌دانم. بالاخره یک ارتباط سببی هم بین آنها بود. یک نقار، ایراد و اشکالی بین آنها بود. ما می‌خواستیم قضیّه برطرف و درست شود. مسائل شخصی اصلاً نباید مطرح شود و سالک همیشه باید به مسائل کلی فکر کند. قضایای شخصی ارزش وقت‌تلف‌کردن و صرف عمر را ندارد.

  • فردا شب در حیاط منزل، قبل از اینکه بنده می‌خواستم به آن اطاق بروم ـ عده‌ای، دو سه چهار پنج تایی هم بودند ـ گفتم: «آقا شما بیایید با همدیگر معانقه کنید و  همدیگر را ببوسید و مسئله را تمام کنید و دیگر برود پی کارش!» این [فردی] که اینجا بود به‌طرف او رفت و با او معانقه کرد، ولی او به‌طرف این [فرد] نیامد. همین طور سرش پایین بود و در موضع خود ایستاده بود و ظاهراً هم بعداً آن نقار و کدورت را ادامه داد و [تمام] نکرد.

    1. نقار: کدورت و ناراحتی؛ قهر. (محقق)